تاریخ بحرین (۱۷۸۳–۱۹۷۱) از سال ۱۷۸۳ میلادی (۱۱۶۳ خورشیدی) لغایت ۱۹۷۱ میلادی (۱۳۵۰ خورشیدی) دوره‌ای از تاریخ این جزیره است که از حمله آل خلیفه تا استقلال از امپراتوری بریتانیا (استقلال بحرین) را در بر می‌گیرد. تاریخ شروع این دوره از دومین سال سلطنت ۴ ساله علیمرادخان زند ششمین پادشاه زندیه آغاز می‌شود. بحرین بخشی از سرزمین تحت قلمرو پادشاهی ایران بود تا اینکه در سال ۱۷۸۳ میلادی (۱۱۶۳ خورشیدی)، قبیله بنی عتبه به رهبری آل خلیفه از پایگاه خود در الزباره (واقع در قطر تحت حمایت امپراتوری بریتانیا) به آن حمله کردند. حاکم آل خلیفه احمد بن محمد بن عیسی اشعری بود که به دلیل این تجاوز به فاتح معروف شد. جانشینان او در طول ۷۵ سال آینده (تا سال ۱۸۵۸ میلادی - ۱۲۳۷ خورشیدی مصادف با دهمین سالگرد پادشاهی ناصرالدین شاه) با چالش‌های زیادی روبرو شدند، اما آنها توانستند در این مدت بحرین را تحت کنترل خود نگه دارند. از نظر خارجی، این جزیره تحت تهدیدات مستمر عمان و وهابی‌ها بود که هر دو برای مدت کوتاهی آن را تحت کنترل داشتند. در این دوره ایران و عثمانی نیز برای کنترل این جزیره تلاش کردند. در سال ۱۸۲۰ میلادی (۱۱۹۹ خورشیدی - پادشاهی فتحعلی شاه) و پس از آن در سال ۱۸۶۱ میلادی (پادشاهی ناصرالدین شاه)، بریتانیا ۲ معاهده صلح با بحرین (آتش بس دائمی صلح و دوستی) امضا کرد و آل خلیفه را به عنوان حاکم خود به رسمیت شناخت. در سال ۱۸۶۷ میلادی (پادشاهی ناصرالدین شاه) جنگی بین آل خلیفه بحرین و قطر (تحت پشتیبانی بریتانیا) درگرفت که منجر به مداخله بریتانیا و استقلال قطر از بحرین شد. پیرو آن انگلیسی‌ها یک حاکم جدید آل خلیفه به نام عیسی بن علی را منصوب کردند. در طول سلطنت عیسی (۱۸۶۹–۱۹۲۳)(۱۲۴۸–۱۳۰۲ خورشیدی)، هیچ چالش خارجی برای کشور وجود نداشت زیرا بریتانیا از آن دفاع می‌کرد. او و خانواده اش از قدرت مطلق برخوردار بودند و بر مردم به عنوان رعایا حکومت می‌کردند و بخش اعظم کشور را به عنوان املاک فئودالی تحت کنترل داشتند. درآمد عمومی کشور که در آن زمان بیشتر به عنوان مالیات و رانت جمع‌آوری می‌شد، درآمد خصوصی حاکم بود. حاکم از یک گروه ستیزه‌جوی ویژه برای اجرای دستورات خود از طریق اجبار فیزیکی استفاده کرد. ستون فقرات اقتصاد، کشت نخل، ماهیگیری و غواصی مروارید بود. کشت نخل که شیعیان انجام می‌دادند، به شدت تحت کنترل آل خلیفه بود. از سوی دیگر، کنترل غواصی مروارید مطمئن بود، زیرا توسط قبایل سنی کنترل می‌شد که سطح بالایی از خودمختاری را حفظ می‌کردند و در برابر مداخله مقاومت می‌کردند. قدرت شیعه از فقهای آنها ناشی می‌شد که دارای قدرت اجتماعی قوی همراه با دارایی‌های کلان بودند.