این آهنگ از بیلی آیلیش و رزالیا یک آهنگ اسپانیایی هست که برای سریال معروف Euphoria خوانده شده . امیدوارم از این آهنگ خوشتون بیاد و لذت ببرید.

 

Dime si me echas de meno’ aún

بگو بهم اگه هنوز دلتنگم شدی

 

Dime si no me perdonas aún

بگو بهم اگه هنوز منو نبخشیدی

 

¿Qué harás con to’ este veneno? Na’ bueno

با همه این زهر ها میخوای چیکار کنی؟ هیچی خوب نیست

 

Dime si me echas de meno’ aún

بگو بهم اگه هنوز دلتنگم شدی

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? Can you let it go?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ میتونی بیخیالش بشی؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? ¿Lo va’ a olvidar?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ آیا فراموشش خواهی کرد؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? Can you let it go?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ میتونی بیخیالش بشی؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? ¿Lo va’ a olvidar?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ آیا فراموشش خواهی کرد؟

 

Isn’t good

خوب نیستش

 

And that’s it

و همین که هست

 

Ah, besitos, hahaha

بوسه ها

 

Take care, please

مراقب خودت باش، لطفا

 

Dime que no te arrepientes aún

بهم بگو که هنوز پشیمون نشدی

 

Dime si aún queda algo en común

به من بگو اگه هنوز وجه مشترکی وجود داره

 

El tiempo que se pierde no vuelve

زمانی که گذشته دیگه بر نمیگرده

 

Dame un beso y bájame de la cru

بهم یه بوسه بده و منو از صلیب بردار

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? Can you let it go?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ میتونی بیخیالش بشی؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? ¿Lo va’ a olvidar?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ آیا فراموشش خواهی کرد؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? Can you let it go?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ میتونی بیخیالش بشی؟

 

¿Lo va’ a olvidar? Can you let it go? ¿Lo va’ a olvidar?

آیا فراموشش خواهی کرد؟ میتونی بیخیالش بشی؟ آیا فراموشش خواهی کرد؟

 

Ay, ay

Ay, ay, ay, ah-ah

 

El amor no puede medirse en paso firme

عشق رو نمیشه تو یه قدم ثابت سنجید

 

Un día soy un dio’ y al otro puedo partirme

یه روزی غرق شد و روز بعد من تونستم بشکنم

 

I needed to go ’cause I needed to know you don’t need me

لازم بود که برم چونکه لازم داشتم بدونم که بهم احتیاج نداری

 

You reap what you sow, but it seems like you don’t even see me

هرچی کاشتی رو برمیداری، ولی به نظر میاد که تو اصلا منو نمیبینی

 

El amor no puede medirse en paso firme

عشق رو نمیشه تو یه قدم ثابت سنجید

 

Un día soy un dio’ y al otro puedo partirme

یه روزی غرق شد و روز بعد من تونستم بشکنم

 

You say it to me like it’s something I have any choice in

تو داری اینو بهم میگی انگار چیزیه که من توش انتخابی دارم

 

If I wasn’t important, then why would you waste all your poison?

اگه من مهم نبودم، پس چرا همه زهر هاتو هدر دادی؟