نمی‌دونم چرا حبیب بیشتر شاد نخوند، بندری و آخه عزیزم چی میشه و گلهای گلخونه‌ای عالی هستن

من خسته من تنها لب ساحل قدم زنون

پای برهنه روی شن زار های داغ دوون دوون

خورشید با اون گرمای سوزانش میسوزون تنم

مرغ های مهاجر هم هی پر زنون بالا سرم

با صدای موج های سنگین غروب آسمون میشه رنگین

ابر های تیره میان و میگیرن روی خورشید

سایه میشه تنم سرد و میاد احساس تنهایی هام

یکه و تنها میمونم با همه خاطره هام

من خسته من تنها لب ساحل قدم زنون

پای برهنه روی شن زار های داغ دوون دوون

خورشید با اون گرمای سوزانش میسوزون تنم

مرغ های مهاجر هم هی پر زنون بالا سرم

با صدای موج های سنگین غروب آسمون میشه رنگین

ابر های تیره میان و میگیرن روی خورشید

سایه میشه تنم سرد و میاد احساس تنهایی هام

یکه و تنها میمونم با همه خاطره هام