در افسانه‌ها آمده است که یک فوج از پرندگان برای پیدا کردن سیمرغ که در کوهی به نام قاف مسکن دارد، عازم می‌شوند. داستان آلبوم قاف نیز همین است؛ جستجویی برای پیدا کردن مقصود. اما برعکس شکل افسانه‌ای این داستان، قاف دیگر نه آباد است و نه محل آرامش و زندگی. حالا، به جای سیمرغ کلاغی بالای آن لانه کرده است. برای آوارگان جنگ در همه جای دنیا، غرق‌شدگان در دریا، کشته‌شدگانِ هنگام عبور از مرزها، قاف همان خانه‌ایست که آنها را رانده است. حتی گاهی تلاش آنها برای پیدا کردن و ساختن یک خانه‌ی جدید در آن سوی مرزها با تصویر کلاغی منتظر فرو می‌ریزد.

این آلبوم، حاصل سفرهای دو سال و چند ماهه‌ی من به ایران، ترکیه، یونان و افغانستان است. سفرهایی در جستجوی خانه. نمی‌دانم وقتی خانه‌ای نداری، سفر چه معنایی پیدا می‌کند ولی شاید همین جستجو خانه باشد، قاف باشد.