‌چَکی چَکی باران بهار شیرین است

 

در یاد دارم تو را

 

شد بیدار در دل غَمی دیرینم(غم دیرینه‌ام)

 

از ناز لاله‌زار

 

بی دیلَم بی دیلَم(بی دِل و قلب هستم)

 

خنجر زدند بر سینه‌ام جدا کردند ما را

 

مَهینم آ مهینم(خوار و زبونم) تقدیرم آه همین است

 

چرا چرا آی چرا