آن زمان که بنهادم سر به پاي آزادي an zaman ke benhadam sar be paye azadi دست خود ز جان شستم از براي آزادي daste khod ze jan shostam az baraye azadi تا مگر به دست آرم دامن وصالش را مي دوم بپاي سر در قفاي آزادي در محيط طوفانزا ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد با خداي آزادي دامن محبت را گر کني ز خون رنگين مي توان تو را گفتن پيشواي آزادي آن زمان که بنهادم آن زمان که بنهادم سر به پاي آزادي an zaman ke benhadam sar be paye azadi دست خود ز جان شستم daste khod ze jan shostam دست خود ز جان شستم از براي آزادي daste khod ze jan shostam az baraye azadi دست خود ز جان شستم از براي آزادي daste khod ze jan shostam az baraye azadi تا مگر به دست آرم تا مگر به دست آرم دامن وصالش را مي دوم بپاي سر مي دوم بپاي سر در قفاي آزادي در محيط طوفانزا در محيط طوفانزا ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد با خداي آزادي با خداي آزادي با خداي آزادي دامن محبت را گر کني ز خون رنگين مي توان تو را گفتن پيشواي آزادي مي توان تو را گفتن پيشواي آزادي

ترانه آهنگ آزادی از محمدرضا شجريان

آي به زندان قفس به زندان قفس چون شاد مي گردد مگر روزي که از اين بند غم آزاد مي گردد مگر روزي که از اين بند غم آزاد مي گردد تپیدن های دل ها ناله شد ناله شد تپیدن های دل ها ناله شد ناله شد آهسته آهسته رساتر گر شود این ناله ها فریاد فریاد فریاد می گردد آخ ز اشک و آه مردم بوی خون آید بوی خون آید ز اشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را دهی گر آب و آتش دشنه پولاد می گردد ز بیداد فزون آخ ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش علمدار و علم علمدار و علم چون کاوه حداد می گردد ز اشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را دهی گر آب و آتش دشنه پولاد می گردد آی دلم از این خرابی ها بود خوش زانکه می دانم خرابی که چون از حد بگذرد آباد می گردد خرابی که چون از حد بگذرد آباد می گردد به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زان روز که بنیان جفا و جور بی بنیاد می گردد که بنیان جفا و جور بی بنیاد می گردد آن زمان که بنهادم آن زمان که بنهادم سر به پاي آزادي an zaman ke benhadam sar be paye azadi دست خود ز جان شستم daste khod ze jan shostam دست خود ز جان شستم از براي آزادي daste khod ze jan shostam az baraye azadi تا مگر به دست آرم تا مگر به دست آرم دامن وصالش را مي دوم بپاي سر مي دوم بپاي سر در قفاي آزادي در محيط طوفانزا در محيط طوفانزا ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد ماهرانه در جنگ است ناخداي استبداد با خداي آزادي با خداي آزادي با خداي آزادي