جانا حدیث شوقت در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت در صد بیان نگنجد در دل چو عشقت آید، سودای جان نماند در جان چو مهرت افتد، عشق روان نگنجد دل کز تو بوی یابد، در گلسِتان نپوید جان کز تو رنگ بیند، اندرجهان نگنجد جان داد دل که روزی کوی تو جان یابد نشناخت او که آخر، جایی چنان نگنجد فخرالدین عراقی

جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد - شهرام ناظری
۳٬۵۸۲ بازدیددوشنبه ۰۶ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۰:۳۵


