به نام خدا

.

قالب:غزل

ابیات: ۱۰

.

زخم بر دل می زنی ای یار من

شاد گردی از غم و از زار من

.

هرچه کردی هرکه بودی غم مخور

گل نگوید لعن بر تو خار من

.

عشق من تا روز رفتن سهم تو 

گرچه گشتی مایه‌ی ادبار من

.

قصّه‌ی عشق مرا از چشمْ جو

کاو نمایان می کند اسرار من

.

گر تو را با چشم خوانی راز ماند

آن زمان خود جو در این اشعار من

.

من چه گویم بر تو یارا بهر پند

خود بدانی برتر از انذار من

.

هرکجا رفتی بگفتی صد سخن 

در نکوهش ، ردّ و این انکار من

.

من چگونه عشق خود خوانم دروغ ؟

حاضری هر لحظه در افکار من

.

ناتوانی ها ببینی ، رنج و درد

در پسِ این جسم بس بیمار من

.

لیک چیزی را نبینی ای پری

عشق را در چشم بس بیدار من

 

​​​​​​