با شما هستم، با شما بنگاههای تجاری، نهادهای مافیایی، فیفا و صاحبان زر و زور و تزویر. بگذارید ما عاشقان فوتبال از فوتبال لذت ببریم. فوتبال برای ما عشق است و برای شما ثروت. فوتبال برای ما لذت است و برای شما قدرت. بگذارید مانند کودکیمان که توپ پلاستیکی را لایه میکردیم و میان خیابانها دنبالش میدویدیم از فوتبال لذت ببریم. بگذارید مانند آن روزهایی که کودکانه در جلوی جعبه جادو مینشستیم و خودمان را باجو و مارادونا و روماریو و استویچکف و فان باستن و گولیت میدیدیم، از فوتبال لذت ببریم.
فوتبال، این پدیده غریب اواخر قرن 19 به نفس تازهای احتیاج دارد. به مجالی برای تنفس میان اینهمه آلودگی و پلشتی دنیای سرمایهداری. چپ نیستم، اما از قماش راستها هم نیستم. اصلاً وابسته به هیچ ایدئولوژی خاصی نیستم. اما این را خوب میدانم که فوتبال از زمانی که تبدیل به صنعت شد، لذتش را از دست داد. و سالهایی است که بازی جدیدی در راه است. بازی با کالایی سرتاسر تجاری، آنهم کالایی به نام توپ طلا. هرروز رسانه بیشازپیش به آن میپردازند و از سرمربی ترینیدادوتوباگو تا مربی جوانان رئال اویدو دراینباره اظهارنظر میکنند. ما کلیک میکنیم، روزنامه میخریم و رسانهها قدرتمندتر میشوند. ما راجع به ارجحیت نامزد موردنظرمان مینویسیم و فیفا قدرتمندتر میشود. همه به داستان میپردازند و منفعتها به جیب دلالان، فیفا، رسانهها، شرط بندان و برندگان جنگهای تبلیغاتی سرازیر میشود.
حالا هرسال بنگاههای اقتصادی و مافیای فیفا و آن شخصیتهای مرموز و قدرتمند همیشه ناشناس دور یکدیگر جمع میشوند و ما و شما، مخاطبان و طرفداران سینهچاک فوتبال برای ستارههایمان سینهچاک میکنیم، رگ گردن باد میکنیم و فحاشی میکنیم. کاری به انتخابات اخیر و شایستگی هیچکدام از کاندیداها ندارم، اصلاً مردام انتخابات قبل هم نیست. من به اصل قضیه اشاره میکنم. روزهای مدیدی است که فوتبال و زیباییاش برایم رنگ باخته است. دیگر مدتهاست که آرزوی کودکیام، رویای بزرگسالی ام نیست!
از شما میخواهم، شما مخاطبان فوتبال. شما هم این کارخانه اسطورهسازی را متوقف کنید. اسطوره و بت و توتم از افسانهها میآیند و از ابر انسانهای بیعیب و کامل. انسان پسا مدرن و انگارههای جدید اسطوره نمیشناسد. آن را بسپارید به کتابهای ادبی و ماجراهای دن کیشوت و رستم و ایلیاد و گیلگمش... قواعد جاری رسانهها را بشکنید، ازآنچه رسانهها میخواهند تا شما فکر کنید دور شوید و به فوتبال فکر کنید، به تیم محبوبتان. فوتبال بیش از آنکه فردی باشد بازی گروهی است. کالایی به نام توپ طلا، بیهویتترین جایزهای است که در فوتبال ردوبدل میشود. مگر میشود بهترین بازیکن را شناسایی کرد؟ مگر میشود یک دروازهبان، یک مدافع یا یک مهاجم را با هم قیاس کرد؟ اصلاً مگر ملاکها با هم برابر است؟ اگر روزی کسی پیدا شد و زیباترین نقاشی دنیا را شناسایی کرد، آن روز شاید بتوانیم بهترین بازیکن دنیا را تعیین کنیم.
بیایید از این زاویه هم به داستان نگاه کنیم، وقتی تمام اظهارنظرها و رای ها جانبدارانه است و بین مربی و کاپیتان کیپ ورد و نخبگان فوتبال هیچ افتراقی نیست. وقتی مبنای مقایسه میان بازیکنان خطوط مختلف از اساس به بیراهه رفتن است و اعتباری ندارد، وقتی رسانهها و تبلیغاتشان، لابیهای تبلیغاتی باشگاهها و مدیر برنامهها تعیینکننده جریانها و موجهای رسانهاند است، اصلاً میتوان به این جایزه اعتبار داد؟ اصلاً میتوان به جایزهای اعتبار داد که برای بهترین بازیکن یک بازی گروهی خرج میشود؟ آنهم با این تعدد پست و شرح وظایف مختلف حیرتآور. با رویه حال حاضر توپ طلا و لابیهای تبلیغاتی آیا زمانی خواهد رسید که بازیکن زحمتکشی که در پست هافبک دفاعی بازی میکند، تکل میزند، توپگیری میکند و بازی تیم حریف را خراب میکند این جایزه را ببرد؟ آیا میتوان از بازی مافیای فیفا و رسانهها به واقعیت رسید؟ شما مخاطبان هم بیایید از فوتبال لذت ببرید، از این قواعد پیروی نکنیم و به زیبایی فوتبال بیندیشیم. شاید روزی رسید که با هم فریاد زدیم:
با شما هستیم، بگذارید از فوتبال لذت ببریم!