تقریبا مال ۵ یا ۱۰ سال پیشه داستان اینکه یک زنی که مریضه و بیماری سردرد داشته تصادف میکنه و داخل دریاچه داره غرق میشده که یک پسر جوون اون رو نجات میره پسره بعدش میره در خونه اون و ازش میپرسه چرا من رو نجات دادی من تازه داشتم درد هامو فراموش میکردم و داشتم میمردم یعنی ناراضی بوده دیگه بقیه شو یادم نمیاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به طرفداری است. شما می توانید از سایت طرفداری در صورت پذیرش قوانین و مقررات استفاده نمایید.