اختصاصی طرفداری | پس از آخرین بازی بین فارست و برایتون در یکم فوریه امسال، فارست با حساب هفت بر صفر مرغان دریایی را با تیر و کمان به صلابه کشید! مربی برایتون، فابیان هورتسلر، به‌طور حتم برگه‌ی تاکتیکی خود را به آتش کشید.

اما دیدار مرحله‌ی یک‌چهارم نهایی در یک دیدار کسل‌کننده در استادیوم آمکس که در تمامی ۱۲۰ دقیقه از کیفیت بالایی برخوردار نبود، هیچ چیز نتوانست دو تیم را از یکدیگر جدا کند. شاید بی‌بی‌سی در برنامه‌ی «مچ آو د دی» ترجیح می‌داد فیلم این بازی را بسوزاند، اگر هیجان نفس‌گیر ضربات پنالتی و اجتناب‌ناپذیر بودن پیروزی ناتینگهام فارست سرانجام این دیدار را تعیین نمی‌کرد!

برای سومین دور متوالی در جام حذفی، تیم نونو اسپریتو سانتو کارش به ضربات پنالتی کشید و مانند دو دور قبلی، این بار هم زنده و قبراق جان سالم به در برد و با سربلندی در فصلی حیرت‌انگیز به‌عنوان برنده از برایتون به خانه بازگشت.

و این در حالی است که فصل فارست و نونو، بدون نیاز به جام حذفی هم تا امروز به‌خوبی پیش رفته است؛ جایی که مردان جنگل شروود با ۵ امتیاز بالاتر از چلسی در مکان سوم جدول آشیانه‌ی موقتی ساخته‌اند و با ۹ بازی باقی‌مانده در لیگ، چشمان آن‌ها به آسمان‌خراش‌های لیگ قهرمانان اروپا دوخته شده است. باورش سخت است. خیلی سخت!

فارست اکنون در دو جبهه فرصت و شانس بزرگی پیش روی خود دارد، حتی اگر هنوز این شک وجود داشته باشد که مسیر قهرمانی در جام حذفی، نسبت به صعود به لیگ قهرمانان، اولویت کمتری دارد.

پس از اکستر سیتی و ایپسویچ تاون، حالا باید نام برایتون را هم به لیست تیم‌هایی اضافه کرد که تا آستانه‌ی متوقف کردن اسب‌های مردان سرخ‌پوش ناتینگهام فارست پیش رفتند، اما دقیقاً با همان فرمول قبلی شکست خوردند.

پاداش فارست برای این مسیر دشوار، اولین حضور در مرحله‌ی نیمه‌نهایی جام حذفی از سال ۱۹۹۱ تاکنون است؛ زمانی‌که برایان کلاف، جادوگر خارق‌العاده و دهان‌چاک فارست و فوتبال انگلستان، سرمربی‌گری این تیم را بر عهده داشت. متأسفانه کلاف آرزوی کسب جامی که با ولع و حرص و رؤیا در پی آن بود را از دست داد. سعی کرد و سعی کرد و سعی کرد، اما آرزوی آن را، به‌سان مربی‌گری تیم ملی انگلستان، به گور برد.

جام حذفی و تاریخ آن، به‌عنوان قدیمی‌ترین جام حذفی جهان، هنوز برای بسیاری از هواداران از عزت و جلال و جایگاه خاصی برخوردار است و برای من، جامی است که با آن بزرگ شدم و تماشای فینال‌های آن از بهترین روزهای تقویم فوتبالی سال بود.

تنها جام باقی‌مانده برای ضعفا و تیم‌های کم‌مدعی، جایی که کوچک‌ترها و ناشناخته‌ها و فراموش‌شدگان در برابر قدرتمندان با «اگر» بزرگی ایستادگی می‌کنند. برای تیم‌های خارج از لیگ برتر، فراتر از یک تورنمنتی معمولی است، میدان نبردی است که در آن رؤیاها با واقعیت برخورد می‌کنند، جایی که کوچک‌ترها می‌توانند رو در رو با غول‌ها بایستند و جرأت کنند «باور» داشته باشند. احتمالاً این آخرین صحنه‌ی باشکوهی است که در آن جادوی فوتبال هنوز زنده است، دست‌نخورده از منطق سرد پول و قدرت. اینجا، تیمی از یک شهر فراموش‌شده، باشگاهی که جز عشق و تاریخ چیزی ندارد، می‌تواند در برابر بزرگان سیر‌ناپذیر بازی قد علم کند.

این تنها رقابتی است که سرنوشت، لبخندش را نثار تیم‌های کوچک‌تر می‌کند، جایی که یک گل در لحظات پایانی می‌تواند تاریخ را از نو بنویسد، جایی که ورزشگاهی کوچک می‌تواند با غرش باورمندانی که سرنوشت را به چالش می‌کشند، به لرزه درآید. جام حذفی انگلیس از ناب‌ترین قصه‌های شیرین فوتبال است، جایی که اسطوره‌ها متولد می‌شوند، جایی که امید هرگز نمی‌میرد، و جایی که برای ۹۰ دقیقه و شاید ۱۲۰ دقیقه، داوود هنوز هم شانس شکست دادن جالوت را دارد.

امیرحسین صدر

۱ آوریل ۲۰۲۵

نبردهای ماندگار ماراتن‌گونه‌ای که پایانی نداشت!

موفقیت فارست در این روزها و تمامی خاطراتم مرا به دورانی برد که برنده‌ی هر مرحله باید بدون وقت اضافی طی ۹۰ دقیقه تعیین می‌شد. در غیر این صورت، بازی خانگی به بازی دوم خارج از خانه می‌کشید و سپس اگر بازی بار دیگر مساوی به پایان می‌رسید، هر دو تیم مجبور بودند دیدارهای بعدی را در زمین‌های مختلف کشور انجام دهند تا یکی از طرفین موفق شود با به ثمر رساندن گل، به‌عنوان برنده از میدان خارج شود.

موفقیت فارست و تمامی خاطراتم مرا به دورانی برد که برنده‌ی هر مرحله باید بدون وقت اضافی طی ۹۰ دقیقه تعیین می‌شد. در غیر این صورت، بازی خانگی به بازی دوم خارج از خانه می‌کشید و سپس اگر بازی بار دیگر مساوی به پایان می‌رسید، هر دو تیم مجبور بودند دیدارهای بعدی را در زمین‌های مختلف کشور انجام دهند تا یکی از طرفین موفق شود با به ثمر رساندن گل، به‌عنوان برنده از میدان خارج شود.

در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی، نبردهای لیدز یونایتد و آرسنال در جام حذفی انگلیس، به یکی از ماندگارترین رویارویی‌های تاریخ این رقابت‌ها تبدیل شد. جدال دو تیم در دور چهارم جام حذفی فصل ۹۱-۱۹۹۰ به یک حکایت طولانی و هیجان‌انگیز بدل شد؛ چهار نبرد نفس‌گیر از ۲۷ ژانویه تا ۱۶ فوریه، دقیقاً ۱۹ روز لازم بود تا سرنوشت برنده مشخص شود. در هر بازی، دو تیم همچون گلادیاتورهایی خستگی‌ناپذیر پا به میدان می‌گذاشتند، اما نتیجه همیشه به بن‌بست می‌رسید. زمین‌های هایبری و الند رود شاهد نبردهایی بودند که بیش از آن‌که نمایش تاکتیک و مهارت باشند، جنگی از جنس اراده و استقامت بود. هر بار که سوت پایان یک بازی به صدا درمی‌آمد، هنوز هیچ‌چیز تمام‌شده به نظر نمی‌رسید. و فوتبال جام حذفی به انتظار ضربه‌ی نهایی و کاری می‌ماند. سرانجام، در چهارمین تلاش، آرسنال توانست لیدز را شکست دهد و راهی دور بعد شود. اما این پایان کار این دو تیم نبود. در فصل ۹۳-۱۹۹۲، سرنوشت این دو تیم را بار دیگر در دور سوم جام حذفی مقابل هم قرار داد. این‌بار، دو بازی لازم بود تا برنده مشخص شود.

چهار مبارزه طی 19 روز میان لیدز و آرسنال در جام حذفی فصل 91-1990، جذابیت بالایی داشت

این دوئل فراموش‌نشدنی، تنها جدالی برای صعود نبود؛ به جنگی برای افتخار تبدیل شده بود. در آن که ضربات پنالتی هنوز به داد نمی‌رسیدند، ازاین‌رو قدرت، صبر و شجاعت بود که تیمی را به پیروزی نهایی می‌رساند. امروز، شاید قوانین تغییر کرده باشند، اما خاطره‌ی این رویارویی‌های تاریخی همچنان زنده است. این مسابقات نشان داد در جام حذفی، هر بازی یک میدان نبرد تمام‌عیار است، گویی فقط یک شانس برای خودنمایی داری، گاهی باید هرآنچه در توان و وجود داری رو کنی و برای صعود و پیروزی، تا آخرین نفس بجنگی.

به عقب‌تر بازمی‌گردیم، به نیم‌قرن پیش. سال‌ها پیش از لیدز و آرسنال، دقیقاً پنجاه سال، از ماراتن فراموش‌نشدنی جام حذفی ناتینگهام فارست و فولام می‌گذرد.

در دور چهارم جام حذفی انگلستان در فصل 75-1974، تیم‌های ناتینگهام فارست و فولام در یک سری مسابقات به‌یادماندنی و طولانی به مصاف یکدیگر رفتند. دو بازی در فاصله‌ای کم در برابر یک حریف به‌اندازه‌ی کافی چالش‌برانگیز بود، اما در مرحله‌ی چهارم، نوبت به بازی سه و چهار رسید. فارست تیمی بود که برایان کلاف به‌تازگی هدایت آن را بر عهده گرفته بود و بابی مور بعد از ترک وستهم در فولام توپ می‌زد.

این سری مسابقات، نمونه‌ای از فشردگی و سختی رقابت‌های جام حذفی در آن دوران بود که برای تعیین برنده، تیم‌ها مجبور به انجام بازی‌های تکراری متعددی می‌شدند.

برایان کلاف در اولین روز حضور در ناتینگهام فارست با رئیس باشگاه

برایان کلاف هیچ‌گاه از گفتن جملات ماندگار کم نمی‌آورد. وقتی ناتینگهام فارست ۵۰ سال پیش از این دوران در دور چهارم جام حذفی انگلیس، برای سومین بازی تکراری و جان‌فرسا برابر فولام قرار گرفت، کلاف به‌سادگی اعلام کرد:

حالا فقط با یک نبرد فرسایشی و طاقت‌فرسا روبه‌رو هستیم.

احتمالاً اشاره‌ی کلاف به این نکته بود: در این شرایط، پیروزی فقط به قدرت و استقامت بستگی دارد تا مهارت یا تاکتیک.

آن‌ها روی زمین‌های گل‌آلود و آب‌گرفته بازی کرده بودند، دو بار وقت‌های اضافه را پشت سر گذاشته بودند و در مجموع فقط چهار گل در پنج ساعت و نیم بازی به ثمر رسانده بودند. این مسابقه، ماراتن گل‌آلود و یک‌ماهه‌ای بود که در تاریخ جام حذفی ماندگار شد.

کلاف در ادامه گفته بود:

اگر یکی از دو تیم در دیدار آینده برنده نشود، باید همه‌ی بازیکنان را کنار یک دیوار قرار دهند و تیربارانشان کنند.

بعدها، ضربات پنالتی به فوتبال اضافه شد، اما خوشبختانه نه به آن شکلی که برایان کلاف با لحن طنزآمیز و بی‌پروای خود تصویر کرده بود.

مرور خاطرات گذشته، اغلب بینشی برای درک زمان حال فراهم می‌کند.

علاوه بر طولانی بودن این رقابت، آنچه دیدار سال ۱۹۷۵ را متمایز می‌کرد، اهمیت تاریخی آن برای هر دو باشگاه و درس‌هایی بود که می‌توان از آن برای امروز آموخت. ناتینگهام فارست و فولام در آن زمان تیم‌هایی متوسط در دسته‌ی دوم فوتبال انگلیس بودند ولی ناگهان «جسارت رؤیاپردازی» و خودی نشان دادن پیدا کرده بودند.

در تیتر روزنامه‌ها، عناوینی از این دست به چشم می‌خورد: «وزش طوفان کلاف در سیتی گراند»

هنگامی که او در ژانویه ۱۹۷۵ هدایت ناتینگهام فارست را بر عهده گرفت، در نشست معرفی مطبوعاتی، انبوهی از خبرنگاران مشتاق، در انتظار شنیدن جملات تندوتیز و فراموش‌نشدنی‌اش بودند. و البته کلاف، طبق معمول همیشه، هیچ‌گاه هیچ‌یک از آن‌ها را ناامید نکرد.

کلاف، فارست را متحول کرد. تماشاگران کمی به ورزشگاه می‌آمدند، میانگین حضور تنها ۱۲ هزار نفر بود و باشگاه از نظر مالی در وضعیت آشفته‌ای قرار داشت. امکانات باشگاه در وضعیت نامناسبی بود و بودجه کافی در اختیار نداشت. آن‌ها به یک معجزه‌گر نیاز داشتند و در «کلاف» او را پیدا کرده بودند؛ منجی، ساحر و اعجازگر خود را.

کلاف با هزینه شخصی خود برای کارکنان آشپزخانه باشگاه، یک یخچال و اجاق‌گاز جدید خرید. بازیکنانی مانند جان رابرتسون، مارتین اونیل و تونی وودکاک را به تیم بازگرداند و جان مک‌گاورن و جان اوهارا را به ترکیب اضافه کرد. کلاف استاد مدیریت تیم بود؛ فارست را از دسته پایین‌تر بالا آورد، آن‌ها را به قهرمانی لیگ رساند و سپس دو بار پیاپی فاتح جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا کرد. اعجاب‌آور بود و هست.

آیا چنین چیزی در دنیای امروز فوتبال ممکن است؟

کسب افتخار در لیگ قهرمانان اروپا بسیار دشوارتر شده، اما خریدهای هوشمندانه و مدیریت قوی، همان‌گونه که کلاف انجام داد، بدون شک می‌تواند تیم‌ها را بالا بکشد و در این راه به موفقیت‌هایی برساند. این همان مسیری است که نونو اسپیریتو سانتو سعی دارد تیم کنونی ناتینگهام فارست را هدایت کند. توانایی‌های انسانی نونو، که ملایم‌تر از روش‌های خشن کلاف است، در کنار عملکرد هوشمندانه در نقل‌وانتقالات، فارست را به جایگاه حضور در لیگ قهرمانان نزدیک کرده است. فارست پنجاهمین سالگرد انتصاب کلاف را با پیروزی قاطع ۳-۰ در ورزشگاه مولینیوی وولورهمپتون جشن گرفت.

برای فولام، ماجراجویی آن‌ها در جام حذفی پنجاه سال پیش، در حال حاضر سومین واقعه مهم تاریخ باشگاه محسوب می‌شود.

درخشش بابی مور در دیدارهای مقابل فارست، کلاف را کلافه کرده بود

تیم الک استوک برای صعود از دور سوم، سه بازی برابر هال سیتی انجام داد و سپس اولین دیدار برابر فارست در کراون کاتج به دلیل باران شدید به تعویق افتاد. کارکنان ورزشگاه تمام تلاش خود را کردند تا زمین برای مسابقه آماده شود، اما در نهایت در تاریخ ۲۸ ژانویه، مسابقه در یک زمین گل‌آلود و ناهموار، بدون برنده به پایان رسید.

بازی تکراری اول در ۳ فوریه در ورزشگاه سیتی گراند برگزار شد و پس از وقت‌های اضافه، با نتیجه ۱-۱ به پایان رسید.
در آن زمان، مسائل مالی، نه فقط امروزه بلکه در آن دوران هم دغدغه‌ای مهم بود و بر روند بازی‌ها و نتایج تأثیر می‌گذاشت. هر دو باشگاه به‌صورت خصوصی توافق کردند برگزاری بازی در زمین بی‌طرف، به نفع آن‌ها نخواهد بود و درآمد کمتری برایشان به همراه خواهد داشت.

آن‌ها اتحادیه فوتبال انگلیس (FA) را متقاعد کردند که با قرعه‌ سکه، میزبان بازی تکراری دوم را مشخص کنند.
تامی تریندر، رئیس کاریزماتیک باشگاه فولام، نماینده این تیم در قرعه‌کشی بود.

تریندر به شعار معروف خود، «روزگار به کامتان!» وفادار ماند و قرعه را برد. ازاین‌رو، مسابقه تکراری بعدی بار دیگر در کراون کاتج برگزار شد. یک ضربه آزاد از رابرتسون، فارست را در این تقابل طولانی نگه داشت و دو تیم را از سواحل تیمز، بار دیگر به کناره‌های رودخانه ترنت برد.

جان رابرتسون تبدیل به نماد نبوغ برایان کلاف در کشف استعدادها شد. کلاف درباره او در زندگی‌نامه‌اش نوشته بود:

پسرکی ژولیده، بی‌انگیزه، ناآماده و کاملاً بی‌مصرف... اما چیزی به من می‌گفت که باید به او فرصت بدهم.

کلاف با قهرمانان خود در آمستردام، جان رابرتسون و ترور فرانسیس

بعدها رابرتسون بارها و بارها در سمت چپ زمین، در قهرمانی فارست در انگلستان و اروپا، پاسخ اعتماد کلاف را داد و به یکی از تأثیرگذارترین بازیکنان تیم معروف او تبدیل شد اما آیا دیگر کسی مانند برایان کلاف در فوتبال ظهور خواهد کرد؟ یک نابغه‌ی سرکش، کسی که فقط با ساز خودش می‌رقصید.

می‌توان فهمید که چرا کلاف از ژوزه مورینیوی جوان خوشش می‌آمد، مربی‌ای با شخصیت مستقل و خارج از چارچوب معمول، و احتمالاً برای تشبیه و نمونه امروزی کلاف، با کمی پیچ‌وخم متفاوت، مورینیو بهترین مثال است.
اما در دنیای امروز فوتبال، مربی‌ای مانند کلاف بدون شک با چالش‌های فراوانی روبه‌رو می‌شد؛ چراکه باید با مدیران ورزشی، رؤسای باشگاه و بازیکنان بسیار حساس و نُنُر و ازخودراضی امروزی کنار می‌آمد، و خوب، می‌دانیم کنار نمی‌آمد!

در سومین بازی تکراری و چهارمین راند مبارزه، تیم کلاف با سد محکمی به نام بابی مور مواجه شد. این اسطوره انگلیسی، دفاع فولام را به‌طرزی استادانه‌ای سازمان‌دهی کرد، و ویو بازبی دو بار دروازه فارست را باز کرد.
این دیدار در ۲۸ فوریه ۱۹۷۵، در حضور ۲۳,۲۴۰ تماشاگر در سیتی گراند برگزار شد و در پایان، مور و آلن مالری، یکی دیگر از بازیکنان باتجربه دوران خود که به تیم لندنی پیوسته بود، فولام را به دور پنجم جام حذفی رساندند.

امروزه، بازی‌های تکراری در جام حذفی، به یک خاطره‌ی دور تبدیل شده‌اند. فشار بازی‌های پیاپی، دست اتحادیه فوتبال انگلیس (FA) را برای حذف تدریجی بازی‌های تکراری در مراحل بالاتر باز گذاشت. البته آن‌ها دست‌کم خوشبختانه مجبور شدند در مراحل اول و دوم، که تیم‌های حاضر در آن تحت‌تأثیر مسابقات اروپایی قرار ندارند، بازی‌های تکراری را حفظ کنند. و تیم‌های لیگ برتر از دور سوم و در آغاز ژانویه وارد رقابت‌ها می‌شوند.

جذابیت یک بازی تکراری، به هیجان قرعه‌کشی اضافه می‌کرد و به تیم‌های کوچک‌تر فرصت یک بازی پردرآمد دیگر را می‌داد. اما ماراتن فرسایشی فارست و فولام یا لیدز و آرسنال در دنیای فوتبال مدرن، با تقویم فشرده و سلامت و آمادگی بازیکنان، دیگر امکان‌پذیر نیست. درحالی‌که حالا مسابقات روزافزون اروپایی و بین‌المللی دمار از روزگار آن‌ها درآورده است و جام پرقدمت جهان از قربانیان آن بوده است.

پس از عبور از مانع ناتینگهام فارست برایان کلاف، فولام تنها پنج روز فرصت داشت تا در گودیسون پارک به مصاف اورتون برود. فشردگی بیش از حد مسابقات، مشکل بزرگی بود.

الک استوک، سرمربی فولام، گفت:

بازیکنان به یک استراحت کامل نیاز دارند. ما برای رسیدن به مرحله پنجم، هفت بازی انجام داده‌ایم!

بااین‌حال، آن‌ها موفق شدند اورتون و کارلایل یونایتد را هم شکست دهند و پس از انجام یک بازی تکراری برابر بیرمنگام سیتی در نیمه‌نهایی، راهی فینال در ومبلی شوند. فولام هنوز هم رکورد بیشترین تعداد بازی برای رسیدن به فینال جام حذفی را در اختیار دارد؛ ۱۱ مسابقه!

بازیکنان وستهم بابی مور را بعد از پیروزی در فینال ومبلی دلداری می‌دهند

مسیر طولانی فولام به ومبلی از این ورزشگاه‌ها عبور کرد:

بوتفری پارک، استادیوم هال سیتی تا سال ۱۹۹۲، فیلبرت استریت لستر سیتی برای بازی تکراری برابر هال سیتی، دو بار در سیتی گراند ناتینگهام، گودیسون پارک اورتون، برانتون پارک کارلایل، هیلزبورو شفیلد و مین رود، استادیوم قدیمی منچستر سیتی برای نیمه‌نهایی و بازی تکراری آن، و البته سه بار در زمین خودی در کراون کاتج. فولام در این مسیر، در مجموع ۴۰۹۴۰ کیلومتر را پشت سر گذاشت.

اما در آخرین ۱۵ کیلومتر این سفر طولانی تا استادیوم ومبلی، در فینال مغلوب تیم سابق بابی مور، وستهم یونایتد شد. نقش کلیدی بابی مور در موفقیت فولهام برای رسیدن به فینال انکارناپذیر بود. مور، یکی از بهترین مدافعان جهان در دوران خود و تنها کاپیتان انگلستان که جام جهانی را در آغوش کشیده است، از وستهم به فولام پیوسته بود. در این بازی‌ها، با مدیریت فوق‌العاده خط دفاعی، فولام را تا فینال هدایت کرد. حضور و رهبری او یکی از دلایل اصلی پیروزی فولام در جدال طولانی با فارست و نهایتاً صعود به فینال بود.

حالا که به گذشته نگاه می‌کنیم، نکته‌ای بسیار حائز اهمیت درباره فینال حذفی ۱۹۷۵ این بود: وستهم آخرین تیمی در تاریخ جام حذفی است که تنها با بازیکنان انگلیسی (به همراه بابی گولد به‌عنوان بازیکن ذخیره) و بدون حضور بازیکن یا بازیکنان خارجی، به قهرمانی جام حذفی دست یافته است. این آخرین بار بود که تیمی کاملاً انگلیسی فاتح جام حذفی شد. تصورش هم غیرممکن است.

این رقابت فقط یک نبرد طولانی نبود، بلکه تأثیر بزرگی در تاریخ فوتبال داشت. چهار سال بعد، ناتینگهام فارست تحت هدایت کلاف، اروپا را فتح کرد و فولام برای همیشه در خاطرات جام حذفی، اسم‌ورسمی به هم زد!
صعود فارست با کلاف در سال ۱۹۷۷ قطعی شد و پس از آن، لیگ کاپ، قهرمانی لیگ و دو قهرمانی پیاپی در اروپا را به دست آوردند، به‌علاوه سوپرجام اروپا.

در سال‌های بعد نیز چندین قهرمانی دیگر در لیگ کاپ رقم خورد و کلاف همچنان نبوغ مربیگری خود را در سطح اول فوتبال انگلستان به نمایش می‌گذاشت.

جوایز و جام‌هایی که برایان کلاف با ناتینگهام فارست به دست آورد

سال‌ها بعد، کلاف با نگاهی به گذشته گفت:

راستش را بخواهید، حتی خود من هم تصور نمی‌کردم این‌قدر موفق باشیم. جالب است، لیدز یونایتد (رقیب منفور کلاف و دان ریوی، مربی این تیم، زمانی که مربی دربی کانتی بود و اشاره به ۴۴ روز بدنامی که مربیگری لیدز را به عهده گرفت) هنوز هم هیچ جام اروپایی در ویترین افتخاراتش ندارد. اما من دو تا دارم. البته قصد فخرفروشی ندارم، صادقانه می‌گویم!

از هر نظر، دنیای دیگری بود، دورانی متفاوت. عصری که غبار سال‌ها بر آن نشسته است. زمانه‌ای از جنس رؤیا، از جنس قصه‌های شیرین، لبریز و سرشار از رمز و رازهایی که دیگر تکرارشدنی نیست. هرگز…