فصل اول سریال ازازیل با ۱۳ قسمت پایان یافت. اما هدف از ساخت این سریال چه بود؟ آیا حسن فتحی به سوژهی شیطان مجسم که عنصر اصلی سریالهای معروف دههی هشتاد مانند او یک فرشته بود و اغما بازگشته است که این نیروی اهریمنی توانایی دخل و تصرف، آسیبرسانی، اقدامات ماورایی، ایجاد بیماری، قتل و… را دارد؟
به نظر پاسخ به این سوال خیلی به جواب مثبت نزدیک است!
اول ببینیم که معنای خود واژهی ازازیل/عزازیل چیست. عزازیل یک واژهی عبری و ترکیبی از دو قسمت عزاز و ایل میباشد که عزاز به معنی عزیز و عزت یافته و ایل به معنی خداوند است،یعنی عزیز کردهی خدا،عزیز خداوند و لقب ابلیس و شیطان پیش از نافرمانی از خدا.
داستان سریال، درمورد خانم دکتری به نام شوکا مهرجویی با بازی پریناز ایزدیار و اهل یکی از استانهای جنوبی کشور است که گویا از قبل با این شیطان مورد نظر درگیریهایی داشته و پس از ازدواج با نقاشی به نام مانی(با بازی زیبای بابک حمیدیان) نیز این درگیریها ادامهدار بوده است به طوری که مثلا بچهی او سر همین اتفاقات سقط میشود.مانی قبل از ازدواج با شوکا با زنی به اسم مرجان(با بازی کتانه افسرینژاد) ازدواج کرده و درحالی که فکر میکرده از او صاحب بچه(امیر) شده است،بعدا متوجه میشود این بچهی او نیست و پدر امیر کس دیگری هست.مرجان در تسخیر این شیطان است و برگشته است تا انتقام خود را از مانی و شوکا بگیرد.
همچنین ازازیل یا شیطانِ این سریال با تسخیر و تحت کنترل گرفتن افراد مختلف، باعث قتلهایی میشود و پلیس ورود میکند.سرگرد بهروز شریفی(با بازی بسیار زیبای پیمان معادی) در پی حل این اتفاقات و قتلهاست و او نیز با این اتفاقات ماورایی درگیر میشود.
اما آقای حسن فتحی به نظر میرسد قصد دارد این مفهوم را در سریال نشان دهد که نیروی شیطانی و خود شیطان واقعا در اتفاقات مختلف دخیل است که این شیطان خود را در افرادی مجسم میکند،آنها را تسخیر و وادار به اقدامات مدنظر خود میکند،انتقام میگیرد و باعث رخدادن اتفاقات ناگوار برای فرد مورد هدفش میشود،تقریبا همان مواردی که در سریالهای ماورایی دههی هشتاد مانند اغما و او یک فرشته بود دیده بودیم. کارگردان همچنین از کلیشهی عروسکهای تسخیرشده و یا عروسکهای نمادین شیطانی و ترسناک در سریال استفاده کرده است.
با هم چند نمونه را ببینیم:


