حدود 5 سال از حداحافظی رنه هیگیتا از جهان فوتبال میگذرد. مردی که بخاطر حرکات جسورانه اش به ال لوکو یا دیوانه مشهور بود. و حالا با کنار کشیدن رنه فوتبال دلتنگ اوست. مراسم خداحافظی دروازه بان عجیب و غریب کلمبیایی با یک بازی فوتبال با لباس آخرین باشگاه رنه یعنی دیپورتیو پریرا در ژانویه 2010 برگزار شد و رنه با آخرین ضربه عقرب مشهور خود یاد و خاطره روزهای اوج را زنده کرد. اگرچه ضربه عقرب تنها دلیل ارزیابی های موفق از برایند عملکرد این دروازه بان کلمبیایی نیست. زنجیره ای از کنش و واکنش ها از 41 گل زده, ضربات ایستگاهی و دریبل ها تا عملکرد های کم نظیر رنه در ضربات پنالتی همه اینها برای دروازه بانان امریکای جنوبی الهام بخش بودند. اما فقط یک دلیل برای جاویدان شدن نام او وجود دارد, او سال ها از دوران خود جلوتر بود! او یک پیشگام بود که با تکیه بر مهارت های خود و قدرت پاهایش برای حفظ توپ , مسئولیت حفاظت از دروازه تا فاصله 40 متری را به عهده میگرفت. رنه دروازه بان ها را ترغیب کرد که بجای ضربه زدن به زیر توپ هنگام پاس های رو به عقب , از فرصت پیش آمده جهت ارتقای توانایی های خود استفاده کنند. همچنین او نشان داد که یک تیم فوتبال از 11 بازیکن ساخته شده است. نه 10 بازیکن و یک دروازه بان که تنها میتواند از دستان خود استفاده کند. و بدین روش زمینه ساز تاکتیکی شد که به پیشرفت استایل تیم ملی فوتبال کلمبیا در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 کمک بسیار کرد. با وجود رنه خط دفاعی میتوانست تا میانه زمین پیش برود و با افزایش فشار و پرسینگ امکان توپ ربایی و باز پس گیری توپ بوجود می آمد سپس بخاطر فشرده شدن موقعیت های تیمی و نزدیک تر بودن بازیکنان, امکان پاس های کوتاه و سریع جهت ایجاد موقعیت فراهم میشد. این یک برداشت به سبک امریکای جنوبی از تیم بزرگ هلند در سال 1974 بود. فرانسیسکو ماتورانا مربی وقت کلمبیا مسئولیت فرصت دادن و افزایش فشار بر دروازه بان جهت استفاده در سیستم تیمش را پذیرفت. شاید در ایتدا ماتورانا فقط آرزو میکرد که رنه بتواند توپ را به میانه میدان بفرستد. رنه پیش از جام جهانی 1990 گفت: " این روش چیزی را به ما میدهد که هیچکس ندارد و ما از همه مزیت آن استفاده میکنیم. با وجود رنه به عنوان یک سویپر ما 11 بازیکن داریم که میتوانند از محوطه جریمه خارج شوند. یان یانگ بلود دروازه بان هلند در جام جهانی 74 نیز به عنوان یک سویپر عمل میکرد. اما یک تفاوت وجود دارد. دروازه بان هلندی فقط توپ را به سمت جایگاه تماشاگران میفرستاد ولی من میتوانم کارهای بیشتری انجام دهم. " در جام جهانی 1990 مفسرین ورزشی برای توصیف رنه از عنوان " یک سویپر استثنایی" استفاده میکردند تا زمانیکه راجر میلا توپ را خارج از محوطه جریمه از رنه ربود و آن گل را رقم زد. این بسیار سخت بود. این بهایی بود که کلمبیا بخاطر شیوه بازی اش پرداخت. رنه هیچ تلاشی برای پوشاندن اشتباه مرگبارش نکرد. او باید همیشه با این اشتباه کنار می آمد. تجربه ای که به قیمت گزافی بدست آمده بود. اما این پایان روزهای غمگین کلمبیا نبود. جام جهانی 94 امریکا رنه در دوران 7 ماهه محکومیت در زندان بسر میبرد و در جام جهانی حضور نداشت اما اسکوبار با گل به خودی دقیقه 35 کار کلمبیا را سخت کرد و گل دقایق پایانی والنسیا نیز برای شکست امریکا کافی نبود و کلمبیا در مرحله گروهی حذف شد و قتل فجیع اسکوبار در مدلین تلخی روزهای سخت کلمبیا را دو چندان کرد. حالا برای ما آسان است که فراموش کنیم تیم فوتبال کلمبیا چقدر عالی بود! اما آنها شکست ناپذیر بودند. کلمبیا تا پیش از رفتن به جام جهانی 94 امریکا 34 بازی بدون شکست داشت. آنها در راه رسیدن به جام جهانی 94 آرژانتین پرآوازه را در بوینس آیرس با 5 گل در هم کوبیدند. این برای نخستین بار در تاریخ فوتبال آرژانتین بود که برای انتخابی جام جهانی در خانه شکست خورد. کلمبیا با شایستگی تمام به جام جهانی 94 رفت. با کوله باری از امید و آرزو. اما فقدان یک چیز به شدت احساس میشد. رنه! او در زندان به سر میبرد. اسکار کوردوبا دروازه بان جوانی بود که در فقدان رنه مسئولیت حفاظت از دروازه کلمبیا را به عهده داشت. با وجود اینکه کوردوبا یک شوت گیر بسیار خوب بود. در بازی با آرژانتین نیز وی درون دروازه قرار داشت. اما به دلیل پرسینگ شدید آرژانتین بازیکنان کلمبیا عقب کشیده بودند و چون خبری از ضد حملات شدید نبود فقدان سویپر در تیم احساس نشد و پیروزی 5 بر 0 مقابل آرژانتین مانع از آن شد که کسی جای خالی رنه را به شکل محسوسی حس کند. اما در جام جهانی همه چیز فرق داشت. بخصوص بازی دشوار برابر رومانی. متخصصان ضد حملات به رهبری گئورگی حاجی و ردوسکیو نشان دادند که فوتبال زیبای کلمبیا بدون یک سویپر شکننده است. کوردوبا با همه قابلیت هایش اما توانایی ایفای چنین نقشی را نداشت. و اگر کلمبیا بخاطر نبود رنه دچار ضعف در نقطه ثقل تاکتیکی شده بود, اکنون نیاز اصلی به او بخاطر دیدگاه مثبت روانی بود که رنه در تیم بوجود آورده بود. اوج فشارها برای کلمبیا مقابل امریکای میزبان بود. فشار بازی و تماشاچیان باعث ارتکاب اشتباهات مرگبار شد. تیم از لحاظ روحی کاملاً بازنده بود. کلمبیا به Locombia تبدیل شده بود. یعنی کشور دیوانگان. کارتل های مواد مخدر , مشکلات سیاسی , قتل و ترور روزنامه نگاران و قضات. موج ناآرامی ها در کشور و تهدید های مرگبار به اعضای تیم ملی نیز رسیده بود. رختکن تیم در وحشت بود. اعضای تیم در بحران روانی. آسپریلا مهاجم آن زمان کلمبیا بعد ها اعتراف کرد که زمانی که پیش از بازی مشغول خواندن سرود ملی بوده اند مدام اطراف را نگاه میکرده که اگر این بازی را ببازند گلوله از کدام سمت شلیک خواهد شد. شاید اگر رنه در تیم بود اوضاع فرق میکرد. او همیشه بی خیال به نظر میرسید. رفتار او میتوانست حس اعتماد به نفس را به هم تیمی هایش برگرداند. در بازی برابر انگلستان در سال 1988 در ومبلی رنه به راحتی گری لینکر مهاج انگلستان را دریبل کرد. ماتورانا بعدها گفت : " رنه طوری بازی میکند که انگار در پارک با دوستانش مشغول بازیست. اگر رنه بتواند بازی همیشگی خودش را انجام دهد, سایر هم تیمی هایش از وی پیروی میکنند و ما میتوانیم بازی خودمان را انجام دهیم. " رنه در مصاحبه هنگام خداحافظی از فوتبال گفت: " غیر ممکن است که شما طرفدار من باشید و من عاشق شما نباشم! " --------------- ***با احترام به همه ورزشکارانی که خاطرات زیبایی برایمان به یادگار گذاشتند***