به بیرون ک میرم دلم میخواد فرار کنم و بارون بباره و وبرف و با سرعت بدوام و از جامعه ای ک توسط مردانی متعفن و کفتار صفت به لجن کشیده بدوام فرار کنم جامعه ای ک در آن شادی نیست و همه غم زده هستن

فقط زمانیکه اشتباهی در واگن بانوان سوار شدن آرامش و امنیت را حس کردم ک خبری از اون افراد نبود

 

اون خانوم ها آنقدر متحرم بودن ک هیچی بهم نگفتن و مزاحم نشدن

 

و جامعه ای ک توسط مردانی ک صرفا نر هستن و متعفن قبضه شده حتی من به عنوان یک پسر آرامشی ک میخوام رو ندارم و از جامعه فراری هستم و عرق در خاطرات ۹۰ و آرم شبکه ۳ هستم تا از وضعیتی ک هست فرار کنم

 

و خودم رو همون پسر عادلی و نودی تصور می‌کنم ک بهرهمراه بابام تا صبح بازیای والدز کبیر رو وقتی آرم شبکه ۳ پرتقالی بود میدیدم و از بیرون فراری هستم

 

حالا تصور کنید خانوم های محترم ک انسان های معنوی بزرگی هستن چقدر مورد تهاجم و عوضی بازی هایی این مردان متعفن هستن 

 

می‌بینید ک چطور همه چیز رو به لجن کشیدن و دنیای رنگارنگ رو تبدیل به دنیایی خاکستری و افسرده کننده کردن

اما کشوری به نام فنلاند همچنان دنیایی رنگارنگ و زیبا داره کشوری ک دوست داری داخلش همه بیرون باشی و گل های زیبا و رنگارنگ رو بو کنی و کسی مزاحمت نمیشه و آرامش و امنیت کامل برقراره هم برای پسرا هم دخترا چون در اونجا خانوم ها امنیت دارن و قدرت و ثروت بیکران دستشونه و محتاج هیچ مرد نامرد و متعفن و کفتار صفتی و پلیدی نیستن بنابراین وقتی خانوم ها در قدرت هستن چون مظهر عشق و معنویت هستن آرامشی بی انتها و زیبا ایحاد میشه و دنیایی ک سرشار از شادی و امید و خوشحالی هست و میتونی همش از دور بپری بالا پایین و کسی مزاحمت نشه 

و هیچ فقیر و ناراحتی نیست و همه در عشق زندگی میکنن و ثروت و رفاه بیکران برای همه هست روزگاری ک قدرت دست خانوما بود مهر و محبت بود و همه چیز قشنگ مثل چیزی ک الان در فنلاند هست در کل جهان بود و دوباره باید به اصلی ک داشتیم برگردیم

 

به عنوان یک مرد حقیقی به قدرت داشتن خانوم ها رای میدم و تا پای جان خدمتگذار خانوم هایی هستم ک با مهروز محبتشون به دنیایی ک توسط مردانی پلید و کفتار صفت تاریک شده نور الهی میبخشن ??