1. داستان اسباب بازی ها 1-2-3 (1995-2010)
نقش: وودی
چرا بهترین است: او دوست داشتنی ترین, شجاع ترین و با مزه ترین کلانتر روی زمین است. با وجود تغییرات تکنولوزیکی مشهود, داستان اسباب بازی ها یک کلاسیک برای تمام دوران و مورد علاقه ی تماشاگران تمام سنین است.
صدای تام هنکس در نقش قهرمان فیلم, گاوچران عروسکی بی جان را زندگی بخشید. هنکس 15 سال در نقش کلانتر وودی بازی کرد و هیچگاه در ترکیب ویزگی های نقشش, ترکیب شیطنت و گستاخی با سادگی و دوست داشتنی بودن , باز نماند.
لحظه به یادماندنی: " تو یک اسباب بازی هستی" شاید به یادماندنی ترین جمله در مجموعه داستان اسباب بازی ها باشد و بیایید از نقطه ی اوج احساسی داستان اسباب بازی های 3 چشم پوشی نکنیم آنجاییکه بزرگسالان سراسر دنیا هنگام دیدن صحنه ی رویارویی اسباب بازی ها با گودال آتش اشک ها ریختند.
تام میگوید: وودی یک مرد احساساتی است که خود را در مواجه با هر عملی قرار میدهد. تا زمانیکه تفکر غریزی مثل: "من باید به آنها کمک کنم" یا "من باید فرار کنم" در سر دارد هرکاری را با %100 سرسپردگی انجام میدهد. شما این ویزگی ها را در مورد هر کسی دوست خواهید داشت.
2. فارست گامپ (1994)
نقش: فارست گامپ
چرا بهترین است: با سلیقه هر کس جور نیست اما هنکس ثابت کرد که هیچ کس جز او نمیتواند نقش یک نادان دوست داشتنی را به این خوبی بازی کند و دلنشینی آرامش بخش او موجب شد تا پیوسته در نقاط مختلف تاریخ آمریکا جای گیرد. فارست گامپ شاید متمایز ترین نقش آفرینی هنکس بود اما این باعث نشد که وی اسکار دیگری را به خانه نبرد.
لحظه به یاد ماندنی: مامانم همیشه میگفت: زندگی مثل یه جعبه شکلاته, تو هیچ وقت نمیدونی کدومشو میخوای برداری. جمله ای که خوب یا بد جایگاه همیشگی در فرهنگ واژگان عامه بدست آورد.
تام میگوید: او همه چیز را نجات میدهد, او به چیزی که خدا به او میگوید انجام دهد ایمان دارد, از مادرش پیروی میکند و به هر چیزی که زن مورد علاقه اش میگوید اعتقاد دارد. همین است, به همراه فارست گامپ میتوان همه چیز را نجات داد.
3. نجات سرباز رایان (1998)
نقش: کاپتان جان اچ میلر
چرا بهترین است: استیون اسپیلبرگ برای اولین بار هنکس را در این فیلم جنگی کارگردانی میکند که در ان حماسه و وحشت جنگ را به خوبی ارائه میدهد.
هنکس در نقش کاپتان میلر گردانی را در جنگ جهانی دوم رهبری میکند تا سرباز رایان را نجات دهد و او را بعد از کشته شدن سه برادرش صحیح و سالم به خانه نزد مادرش برگرداند.
لحظه به یاد ماندنی: صحنه گرافیکی واقع گرایانه رسیدن به نرماندی. وحشتناک و حزن انگیز.
تام میگوید: اولین باری که درباره کاپتان جان میلر خواندم چیزی که برداشت کردم این بود: او میترسد و ترسش مانند ترس من است وقتی خودم را در موقعیتش قرار میدهم. ترسش دلیل همه کارهایی ست که انجام میدهد و همه ی سوالهایی که در فیلم جواب داده میشود به این نکته اصلی بر میگردد.
4. فیلادلفیا (1993)
نقش: اندرو بکت
چرا بهترین است: تام هنکس اولین اسکارش را به خاطر نقش آفرینی بی نظیرش در فیلادلفیا گرفت.
فیلمی در مورد تبعیض که در آن کاراکتر هنکس بدلیل بیماری ایدز از یک شرکت قانون گذاری اخراج میشود و این مسئله را به دادگاه میکشاند. وی کاراکتر دنزل واشنگتن را بعنوان وکیل پاره وقت هموفبیک خود بر میگزیند. نقش آفرینی فوق العاده هنکس این اجازه را به یکی از اولین فیلم های جریان اصلی میدهد تا با موضوع ایدز مقابله کند.
لحظه به یاد ماندنی: صحنهی پایانی بیمارستان جاییکه بکت به میگل میگوید آماده مرگ است.
تام میگوید: هیچ کس نیست که نتواند با مردی که همه چیزش به غارت رفته و حال میخواهد همهی چیزهایی که از او گرفته شده را برگرداند, ارتباط برقرار کند. اندرو متوجه میشود که قربانی ایدز نیست بلکه قربانی عدم تحملی ست که ایدز با خود به همراه دارد.