جدیدا فانتزیم این شده که داییم بیاد خونمون منو مجبور کنه نرم یه نفرو چـــــکی کنم منم دربیام بهش بگم: "بیخیال دایی...حرف از مردنگی نزن که خندم میگیره! کی واسه ما قد یه نخود مردونگی رو کرد که ما وسش خروار رو کنیم؟ به هرکی گفتم نوکرتم خنجرشو ورداشت کوبند تو این جیگرم... . . . . . . . . . . . . . . مدیونی فک کنی اینو جایی شنیده بودی!!!