*******این نوشتار یک قضاوت و اظهارنظر شخصی است و در صورتی که طرفدار کریستیانو رونالدو هستید، خواندن آن به شما توصیه نمی شود.****** ما آدم های شرقی جان به جانمان هم کنند، جمع گرا هستیم و خانواده دوست. حالا این که کار تیمی بلد نیستیم بماند، چون مهارت جداگانه ای است و اصلا و ابدا ارتباطی به جمع گرایی ما ندارد. ما دوست داریم با یکدیگر رفت و آمد کنیم، بخندیم و خوشی ها و غم هایمان را با یکدیگر جشن بگیریم. فوتبال و البته هر ورزش تیمی نمادی است از جمع گرایی آدم ها برای رسیدن به یک هدف، که البته در تقابل با مفهومی به نام فردگرایی قرار گرفته است. یکی از رهاوردهای دنیای مدرن، یا بهتر بگوییم رهاورد عصر صنعت، فردگرایی بیش از پیش است. این ویژگی به خودی خود آفت نیست! اما هنگامی که فردی برای توفیق طلبی دست به هر عملی بزند نکوهیده می شود. منطق ماکیاولیستی "هدف وسیله را توجیه می کند." زاییده همین دوران پس از انقلاب صنعتی است و اولین شالوده های فردگرایی ویرانگررا بنیان می گذارد. اینجا در فوتبال هم از این پدیده در امان نمانده ایم. کریستیانو رونالدو نمونه مجسمی از فردگرایی و توفیق طلبی است که هرچه موفق تر می شود، مشخصه های رفتاری بیشتری از ازدیاد فردگرایی مخرب را از خود بروز می دهد. شاید این قضاوت باعث شده است که در تمامی سال های فوتبالش چه در منچستر یونایتد و چه در رئال مادرید نتوانم دوستش داشته باشم. خوشحالی پس از گل عجیب و غریبش بعد از گل چهارم به اتلتیکو در آخرین دقایق بازی که نه گل تاثیرگذاری بود و نه یک گل انفرادی زیبا که شایسته این چنین خوشحالی ای باشد، تهدید به نیامدن به گالای 2013، سبک خوشحالی های دو سال اخیرش بعد از دریافت توپ طلا، خوشحالی های پس از گلش و عکس العمل هایش بعد از دو مورد پاس ندادن گرت بیل را بگذارید در کنار نمونه های دیگر بی شماری که از وی دیده اید. صد البته که توفیق طلبی و تلاش فراوان رونالدو برای دستیابی به موفقیت امر پسندیده ای است که بایستی در کنار سایر خصوصیات مثبت وی قرار داد. اما روی این مقاله نکوهش فردگرایی است و صد البته تمام این ها باعث نمی شود که انتقادی به این ستاره حال حاضر دنیای فوتبال وارد نباشد. ستاره ای که به عنوان نماد فردگرایی در فوتبال شناخته می شود و برای موفقیت شخصی اش بیش از موفقیت تیمی ارزش قائل است. کافیست به مصاحبه هایش نگاه کنید، به آرزوهای فوتبالی اش، خواهید دید در کمتر مصاحبه ای از موفقیت تیم سخن به میان آمده است. و ازدیاد این روحیه فردگرایی در فوتبال ویرانگر است. ویرانگرتر از هر اثر سوء دیگری که در فوتبال ممکن است رخ دهد. کافی است در تصویری کاریکاتورگونه یک تیم را مجسم کنید که هر کدام از بازیکنانش برای بهترین بازیکن شدن و شکستن رکورد تلاش می کنند. می خواهند خودشان گل بزنند و از تلاش دیگران برای گلزنی و نشان دادن خودشان ناراحت می شوند. خواهید دید که هرج و مرج عظیمی رخ خواهد داد! فوتبال به واسطه تلاش تیم است که معنا پیدا می کند. با این که هیچ گاه طرفدار آلمان نبوده ام، اما نمی توانم به آلمان 2014 که به معنای تام کلمه یک تیم بود احترام نگذارم. تیمی که هیچ کدام از اعضایش برای به چشم نیامدن بازی نکرد و به همین دلیل است که از تیم فاتح جام جهانی برنده توپ طلا بیرون نیامد. تیمی متشکل از بازیکنانی که تمامیشان ستاره بودند، اما قبل از آن در خدمت تیم! آرژانتین با مسی به فینال رسید و در برابر آلمان شکست خورد، رونالدو با پرتغال در دور گروهی به آلمان باخت و حذف شد که در پیامی با معنا آلمان متحد تیم هر دو فوق ستاره و نمادهای فوتبال معاصر را شکست دادند و قهرمان جهان شدند. چیزی که رونالدو و مسی با همه توفیقات فردی شاید هیچ گاه به آن نرسند.