|
میدونم که در دنیای مدرنِ امروز خوندن ۳۰ بیت شاید سخت و حوصلهسربر باشه، اما به شما قول میدم که با هر بیت، غذایِ خوبی به روح و روانتون تقدیم کردید. خوندن سریع و سطحی : ۲ الی ۳ دقیقه خوندن با مـکـث و تامل : ۵ الی ۷ دقیقه خوندن همراه با درک عمیق و تحلیل : ۱۰ دقیقه به بالا |
|---|
|
1 تـو کـه باشی ، به مَن تُنـگی کافیست ... بیتو حتیٰ اقیانـوس ... بهمَن تَنگ است
|
|
2 هَر هَفتْ عَجایِبِ جَهانْ را دَر تو دیدَم دو چَـشـم و ابـرو و زُلفـــــ و لَبانَتـــــــ ...
|
|
3 تو شَرابی یا جواهِر ؟ فرشِ تَبریز یا عَتیقه ؟ آخَر سِنِّ تو اَفزون شَوَد ، دارَنده داراتَر شَوَد...
|
|
4 امین دانِستَمَت ، خیانَت در امانَتها کُنی؟ دِلَــم را دادَمَــت ، چِرا دِلْ تِکه تِکه میکُنی؟
|
|
5 صَـبـر و اِنـتِـظارْ کـفـافِـــــــ مـانـدَن نَـدَهـد... به زودی دلِمَـن عطرِ مَدَد خواهَد خواست
|
|
6 قَلبی خونی بَر کَـفِ دَستَم گُذارَم تا ببـینی سینهی خالی بِـهْ از آن دل که مالِ دیگَری
|
|
7 تا تو باشی "مَن" و "او" برایِمَن بیمَعنیسـت دَر لُغَتـنامهی مَن ، تَنـها "تو" را خواهَندْ یافت
|
|
8 عمـداً تَـمَـرُد میکُـنَـم ، تا تو فـریـادَم زَنـی شیفتهی نامَم شَوَم، تا که صِدایَممیزنی
|
|
9 چُنـان رفـتی که دیگـر دلِمـن ، دِل نَـشَـوَد دِلا ایندل با بَرگَشتَنَت نـیـز، دَرمان نَشَـوَد
|
|
10 گَر تو عِشْقی ، دلِمَن بیزارَست زِ هَر مُحَبَّتْ گَر که رَنجی ، چِرا لِذَّتها دَر تو نَهُـفتَهست ؟
|
|
11 دَر کوچه غَم ، با دلِ خون ، خِیمه زده مَردی مَرد و شَب و افسـوس ، چه مُثَـلَّـثِ آشْنایی!
|
|
12 تار و پود سینهام از هم گسسته مُشکِ آهو عَـطـرِ تـوسـت دوایِ سـلـول به سلـولِ تنِ من
|
|
13 مَــن غَـمانـگیـزتریـن شـعـرِ جَهان خواهَـم گفت گَرچه نَشنیده بِگیرَد مَعشوق ، باز خواهَم گفت
|
|
14 هیزم شده بودم ، از بهرِ شومینهی خانه تو رفتی و نم نم باران ، تَر کرد تمامَم را
|
|
15 دَر مَحـضَـرِ دیـوانـه ، سُخَـن چینی مَکُن از عَقل در خلوتِ جُنـونَـت باش ، عَـقـلْ بهچه کار آیَـدَ؟
|
|
16 چشمانِ خود را بَستهام ، دَستْ در بَرگها بَرَم بهظاهِرْ مَن دیوانهاَم ، در باطِن نَوازِشها کُنَم
|
|
17 کاش آن "دَم" که پَس از مَن آیَد بااَلِف ... بهتـر بِبـاشَد مَـن نیــز ، بعدِ تو تـمـرکز میکنم ، باالف بـر "رویِ" خـود
|
|
18 دم به دم پیک زَنَـم از غمِ دِلتَـنگی یاری تو هَم بِنوش ، مِیِ عاشقی ندارد ضرری
|
|
19 هر شَبَم ، دست در دستِ تو در رَقصَم آه از طـلـوع ... تـو را بــا خـود مـیبَــرَد
|
|
20 در نـبـودَت دلِمـن از تـو شـکایـت میکنـد چون بیـایی دِل سِپـارَد به درّه، هَـر گِله را
|
|
21 تا آمَدی دِلْ در خیالَش ، صاحِبَت تا روزِ مَرگْ شد رَفتی و دِلْ تَرَک تَرَک شد ، مانْدَنَت اَفسـانهها شد
|
|
22 نـفـرین و مَـلامَـت بَـر آن وَهـم و خیـالَـت... که آید سویِ مَن ، با رقصِ هر ساز و ترانه
|
|
23 مُدام گِلهام از دیگری یا دیگری و ... دیگریست بُگذَریم از دیگری، بیـا ... بیا کـه به خود بِنْگَریم
|
|
24 راه که روی پشتِ سَرَت ... شَهری غرقِ آشوب شَوَد تو را باید بهخـود زَنجیر کُنَم به عِلّـت تشویشِ شهر
|
|
25 مـَن در سـکوتَـم آسِـمـان ، تو جورِ چشمان را بِکِش
|
|
26 میچِـکَـد از چنـگِمن ، قـطره قطره جـانِمـن چَنگ را بیخیال، تیغْ مبـادا شَوَد آلودهیمَن
|
|
27 هَمینکه دانَم که کِشیم در زیرِ یکْ فَلَـکْ نَفَس اینَـک دِلا ... بـرایِ خوابـیـدنِ اِمـشَبَـم بَـس اسـت
|
|
28 بارالها ... چشـمِ خود را چه امیـد باز کُنَم هَر روز ؟ چشمِمَن ، طاقَتِ دیـدارِ جهان را نَخواهد داشت
|
|
29 گَـر گُمان کُنی که یادَت در دِلـی زنده نباشد سیلی بِزَن بر صورتَت ، مَگَر من مُرده باشم
|
|
30 تَـبـعـید مَـکُـن مـا را ... از جـلگـه عــشــقِ یــارا شاید که شَوَد این نَرِسیدن، بهترین خاطرهما
|
| دوست دارم بدونم که تکبیتی موردِعلاقه شما کدوم بود؟ نظر بدید و حرفِ دلتون رو بزنید :) |



