?♂️ داستان از کجا شروع میشه؟
یه روز معمولی توی بیکینیباتمه تا اینکه یه ماهی تازهوارد به اسم هوارد وارد شهر میشه.
خوشقیافه، باهوش، باکلاس، و عاشق هنر! ?
و مهمتر از همه:
اون با کِلَرین، همون دختری که اختاپوس عاشقشه، گرم میگیره! ?
? حسودیهای اسکوییدوارد
اسکوییدوارد از دور نگاه میکنه و آه میکشه. اون سعی میکنه هوارد رو دستکم بگیره، ولی توی دلش داره میسوزه.
واکنشهاش:
-
"اون فقط ادا در میاره!"
-
"کسی که واقعا هنرمنده، منم!"
-
"من سالهاست با کلارین آشنا هستم!"
ولی کسی بهش توجه نمیکنه... ?
? پیام این قسمت
قسمت «تازهوارد در شهر» یادمون میندازه که:
گاهی حضور یه آدم جدید میتونه ما رو به چالش بکشه، اما به جای رقابت، باید رو رشد خودمون تمرکز کنیم.
دوستداشتنی بودن، فقط به ظاهر و هنرنمایی نیست... به شخصیت و رفتارمه ?


