? یه اختراع دیگه از پلانکتون؟ آره… ولی با طعم سفر در زمان!

همه‌چی از جایی شروع می‌شه که پلانکتون یه دستگاه عجیب اختراع می‌کنه برای دزدیدن فرمول مخفی آقای خرچنگ.
ولی طبق معمول، این دستگاه می‌افته دست کی؟
بله… باب‌اسفنجی و پاتریک!

اون‌ها که نمی‌دونن دستگاه چیه، یه دکمه رو فشار می‌دن و ناگهان...

? پرتاب به گذشته!

اولین توقف؟
بی‌کینی باتم در دوران دایناسورها! ?
باب‌اسفنجی و پاتریک با نسخه‌های غارنشین خودشون روبه‌رو می‌شن!

غارپاتریک؟ یه موجود نیمه‌عاقل و خیلی گرسنه‌ست که عاشق خوردن صدفه ?
غارباسفنج؟ هی داره کف دریا رو تی می‌کشه با یه برگ موز!

? درسی از دل زمان

در پایان، باب‌اسفنجی متوجه می‌شه که:

«اگه زیادی درگیر گذشته یا آینده باشی، حال رو از دست می‌دی.»

و تصمیم می‌گیره دیگه سراغ دستگاه‌های مشکوک نره…
تا قسمت بعدی که دوباره یه دکمه اشتباهی بزنه ?