✨ ورود یک اسطوره: کنی گربههه!
همهی ساکنین بیکینی باتم هیجانزدهان! چون کنی، گربهی افسانهای که میتونه بدون کلاه مخصوص در زیر آب نفس بکشه، قراره به شهرشون بیاد.
باباسفنجی بزرگترین طرفدار کنیه و نمیتونه برای دیدنش صبر کنه!
اتاقش رو با پوسترهای کنی پر کرده و حتی لباس مخصوصش رو هم میپوشه!
?️♂️ ولی چیزی مشکوکه…
با ورود کنی به بیکینی باتم، همه هیجانزدهان... همه به جز باباسفنجی!
اون خیلی زود متوجه میشه که این قهرمان مرموز هیچوقت بدون ماسک نیست...
و این یعنی شاید اصلاً نتونه زیر آب نفس بکشه!
نکنه کنی یه دروغ بزرگه؟! ?
? جمله الهامبخش این قسمت
"قهرمان واقعی کسیه که با حقیقتش درخشید، نه با نقابش." ?


