دوستی عجیب با یک سکه!

پاتریک توی خیابون یه سکه پیدا می‌کنه و چون به نظرش بامزه‌ست، اونو مثل یه دوست واقعی با خودش همه‌جا می‌بره.
باهاش حرف می‌زنه، باهاش بازی می‌کنه، حتی براش غذا می‌خره! ??
ولی موضوع به همین بامزگی نمی‌مونه…

? آقای خرچنگ، پاتریک و وسوسه پول

وقتی آقای خرچنگ بوی پول رو حس می‌کنه، دنبال پاتریک راه می‌افته تا اون سکه رو به‌دست بیاره!
اما پاتریک نمی‌خواد «دوستش» رو از دست بده.
در این بین، باب‌اسفنجی گیر می‌افته بین دو نفر:
عشق پاتریک به سکه و طمع بی‌پایان آقای خرچنگ!

? جمله بامزه این قسمت

«اون فقط یه سکه‌ست پاتریک!»
«نه! اون بهترین دوستمه!»