به نام خدا
.
خمِ زلفِ تو به پرسش ، ز وجودِ من جواب است
که اگر ببینم آن را ، به شریعتم ثواب است
.
ز لبان دل فریبت ، همه عمر مست گشتم
که کنون بدانم این را ، که لبت به از شراب است
.
رخِ پر جمال جانان ، چو فلک چو ماه باشد
که به یک دمی گریستن ، همه اشکِ او شهاب است
.
همه در ردیفِ یکسان ، تو به نزد من یگانه
تو به سانِ آب جاری ، دگری فقط سراب است
.
به نگاهِ من جهنّم ، که خدا ز آن بگفته
همه دوریِ تو باشد ، که بتر ز هر عذاب است
.
و به من بهشت و فردوس ، که ولی دهد بشارت
به حدودِ عکس باشد ، که ز تو کنون به قاب است
.
تو نکو به روی و سیرت ، تو کمالِ حسن و طینت
که ز خلقتی حکایت ، به وجود حق کتاب است
.
دلِ ما خراب عشق است ، به سرم طناب عشق است
تو وفا نمای ماکان ، که چنین رهی صواب است
.