سعدی یه جایی تو گلستان میگه : ده درویش بر گلیمی بخسبند و دو سلطان در اقلیمی نگنجند ...
قدیما تو تیم های ایتالیایی کلی سلطان داشتیم که رفتار و تواضعی درویشانه داشتند و همدل و همصدا برای تیمشون از جونشون مایه میزاشتند. قدیما نمیدونستی واقعا بین کلی ستاره میلان کدوم رو بیشتر دوست داشته باشی، مالدینی، نستا، شوا، اینزاگی، کافو، سرجینیو، دیدا، استام، پیرلو، سیدورف، کاستا، کاستاکورتا و ... و .. همه تو یه تیم بازی میکردن ...
نمیدونستی وقتی یوونتوس رو نگا میکنی حرکات زیدان رو نگا کنی یا ترزگه یا ندود یا دل پیرو و داویدز و کامورانزی و ...
حتی اگه اینتری نبودی بازی رونالدو و برگومی و زانتی و یورکایف و باجو و دیگو سیمونه و ... تو رو به وجد می آورد ...
اون موقع حتی رم هم کلی ستاره جوراجور تو تیمش داشت. از والتر ساموئل گرفته تا جاناتان زبینا و کاندلا و امرسون و مونتلا و توتی و باتی گل و ... و ...
دیدن بازی این همه فوق ستاره در یک تیم و برای یک هدف واقعا لذتبخش بود ..
الان طوری شده که سلاطین(پوشالی) به وجود یه ستاره دیگه حسادت میکنن که نکنه توجهات بینشون تقسیم بشه و اونجور که باید و شاید بهشون توجه نشه. الان دیگه مسی و نیمار، رونالدو و بیل هر چند وقت یک بار براشون شایعه ای ساخته میشه که تحمل همدیگه رو ندارن و البته تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ....