ستایش مهسای عزیزم دلم خیلی براتون تنگ شده عزیزای من کاش کنارم بودین کاش باهم دوباره میرفتیم سینما.پارک.دریا.استخر.ستایشم دلم برای بسکتبال بازی کردن باهات تنگ شده ما دوتا جفت هم بودیم تو بازی دلم برای پاس های کلیدیت تنگ شده دلم برای لذت تنگ شده زمانهایی که روی پسرا کرم میریختیم و ترقه پرت میکردیم سمتشون یا تخم مرغ و فرار میکردیم ما یه گروه بودیم کجایی که ببینی که ستاره با برادرم ازدواج کرد و دختر دارن اگه بودی مطمئنا عاشق دخترش میشدی مثل مامانشه خوشگل و مثل باباش چشم آبی مهسا....... نمیدونم برات چی بگم هزار بار گفته بودم ترسو بزاری کنار اون شوهر عوضیت اذیتت کرد به پلیس بگی ولی همیشه ترس داشتی آخرش هم با طناب?? کاش برمیگشتم به همون روز لعنتی با ماشین میومدم دم خونت با هم فرار میکردیم ستایش کاش بیشتر باهات روی ترس از ارتفاعت کار میکردم اگه ترس نداشتی اون ماشین کوفتی بهت نمیزد که بمیری کاش ترس از پل هوایی نداشتی 

دوستتون دارم امیدوارم بتونم بزودی ببینمتون 

متاسفم اگه گاهی اذیتتون میکردم 

عاشقتونم سارا

لطفاً این پست رو لایک نکنید من برای دلم اینو گذاشتم نه لایک و توجه دیگران ?