? دهه ۸۰ میلادی، ناپولی

مارادونا از تمرینات انفرادی خسته شده بود. یه روز وقتی خبرنگارا منتظر بودن تا از تمرین فیلم بگیرن، ناگهان یک سگ از جایی وارد زمین شد. همه وحشت‌زده شدن، ولی مارادونا با توپ بازی کرد و سگ رو دریبل زد!

بعدها گفت:

«وقتی مدافعان خسته‌م می‌کنن، یه سگ می‌تونه برام سرگرم‌کننده‌تر باشه!»

 

پیام کلیدی: بزرگ‌ترین بازیکنان، جوهره‌ی بازی را فراموش نمی‌کنند: لذت و آزادی.

? مارادونا حتی در اوج فشار و شهرت، فوتبال را به شکل یک بازی دوست‌داشتنی کودکانه حفظ می‌کرد. داستان او با سگ، نماد این است که "بازی کردن" می‌تواند با هر چیزی اتفاق بیفتد، اگر هنوز با قلبت فوتبال بازی می‌کنی.