اسم یه فیلم رو میخوان، داستانش دقیق یادم نیس ولی یه یارو بود رفت توی یه خونه بعد شب که میشد صاحب خونه یه قطره از خون اون طرف رو بر میداشت باهاش آدم هایی که توی کتاب ها بودن مثل اسکندر مقدونی رو زنده میکرد
یه فیلم دیگه هم بود دو تا خانواده بود برا تعطیلات رفتن روستا، پدره معلم بود، داستان درباره پسر بچه بود، اون یکی خانواده خاله و شوهر خاله اش بودن، پدر و شوهر خاله اش رفتن شکار، کبک شکار کردن، فقط همین چیزا ازش یادمه
اگه کسی اسم این دو تا فیلم رو میدونه بهم بگه، کامنتا که بسته اس، بیاد روی صفحهام بگه، البته فیلما قدیمیه بعیده کسی یادش باشه
