دکترم میگوید زیاده خواری برایم مضر است اما همین که بدون اجازه وارد دفترش شوید دو لپی در حال جویدن رگهای پر خون جمجمه شتر او را مشاهده میکنید ... بعد هم که به او میگویم پس خودت هم بله ... رو به من کرده و جوابم را نمیدهد ... سالهاست نداده، نمیدانم چرا اما انگار از جایش هم تکان نخورده، با اینکه کارد درشتی درون سینه اش گیر افتاده و خون مرده تمام کف اتاقش را گرفته اما انگار دردی نمیکشد ... دکترها انقدر این چیزها را دیداند که برایشان عادی شده