به نام خدا

.

قالب:غزل

.

با دلی بشکسته از عشقت ز دنیا می‌روم

قطره‌ام با صد گله از رسم دریا می‌روم

.

آرزویم بود در نزدِ تو این «من» «ما» شود

لیک اکنون با غمی از حسرتِ ما می‌روم

.

در سفر از این جهان کان هست بر هرکس قریب 

رنج این باشد که من بی یار و تنها می‌روم

.

این علاقه آبرویم را چو بادی می‌برد

با دلی پر غم که شد از عشق رسوا می‌روم

.

لحظه های عمر من از یاد زیبایت پر است

لیک من از یاد تو چون عطر گل ها می‌روم

.

بی تو گویی هر بهاری چون زمستان می‌شود

زان ز گرما فارغ و همراه سرما می‌روم

.

من ز این ماتم سرا از سر پناهِ بی پناه 

با غروب نورِ دل با داغِ صحرا می‌روم

.

نام تو حاشا که از ماکان شود یک دم جدا 

زان به هرجا می‌روم با ذکر مینا می‌روم 

.