طرفداری- صداوسیما برای جام ملت های آسیا بیشتر از گزارشگران گمنام تر استفاده می کند که برای قاطبه جامعه چندان شناخته شده نیستند. این کار به نظر می رسد جهت ارتقای گزارشگری مناسب باشد. اما وقتی مشاهده می کنیم که هیچ معیار مناسبی جهت این انتخاب ها نیست و هیچ فردی از درون این قرعه شانس نتوانسته برای عموم جلوه نماید آن وقت است که نمی توانیم به این موضوع مثبت بیندیشیم. گزارشگران تازه کار گویی هنوز در شناخت اسم کامل بازیکنان توجیه نشده اند و این در مورد بازیکنان تیم های چین و کره شمالی و غیره به یک فاجعه رسیده است و یا حتی مثلا تیم استرالیا که شماره 7 و 10 را یکی لکی و کروس صدا می کند و دیگری فکر می کند لکیه و کروسه است.
عقاید شخصی این به اصطلاح گزارشگران هم در کارهایشان به وفور یافت می شود و این در جام ملت های آسیا تا مرحله نژاد پرستی می رود. به طوری که گزارشگر بازی اردن و عراق با خوشحالی از این صحبت می کند که بحرین و قطر حذف شده اند و دلشان خنک شده است. این را مقایسه کنید با گزارشگر عربی الجزیره اسپورت متعلق به کشور قطر که با چه فریادی از لحظه گل سردار آزمون و تمجید از ایرانی ها صحبت می کرد. سفسطه و خلط مبحث گزارشگران ما آن قدر بالا است که به طور مثال گزارشگر اصلی اعزامی به محض افتادن بازیکنان عربی از واژه وقت کشی استفاده می کند ولی تمارض واضح علی رضا حقیقی را «تاخیر تاکتیکی هوشمندانه » می خواند. این درجه از بی مبالاتی و نا عدالتی در گزارش به واقع نوبر است.
متاسفانه افت فاحش گزارشگری در صداوسیما به شاخص ترین افراد این مجموعه نیز سرایت کرده . عادل فردوسی پور که به خاطر گرفتن مدرک دکترایش نتوانست به محل مسابقات اعزام شود با بی حوصلگی و سردی تمام به گزارش بازی عربستان و ازبکستان دست زد. این گزارشگر حالا به سطحی از شهرت رسیده که گاهگاهی با طعنه هایش مخاطبان را راضی کند. ولی همان قدر آن قدر خودش را بزرگ می بیند که دست به پیش بینی های حتمی در بازی بزند. به طور مثال در ضربه ایستگاهی ازبکستان مقابل عربستان به حتم و یقین معتقد بود که اگر توپ از دیوار دفاعی عبور کند وارد دروازه می شود. جالب است که توپ از دیوار عبور کرد، ولی توسط دروازه بان گرفته شد! ما از آقای فردوسی پور قبلا پیش بینی های غلط بسیار هم شنیده بودیم. در همین بازی معتقد بود که استرالیا و کره برای شکست دادن تیم های گروه دوم کار سختی ندارند. اگر فردا این گونه به دست نیامد آیا به مانند بازی پرسپولیس و ملوان دوسال گذشته و پیش بینی های افتضاحش به سادگی از آن عبور می کند؟
در صداوسیما بعد از همین عادل فردوسی پور نشان هیچ پدیده ای که بتواند با مردم به خوبی ارتباط برقرار کند دیده نشده است که آن هم امروز به تکرار رفته است. بعضی نیز دارای نیمچه استعدادی هستند ولی جلوتر از این که مردم آن را تایید کنند توسط صداوسیما در دربی پایتخت، ال کلاسیکو، فینال لیگ قهرمانان و همایش های مناسبتی صداوسیما به ما تحمیل می شوند. هیچ گونه گزارشگری مدت هاست با نوآوری، جذبه ، سواد مناسب،ودانش فوتبالی حتی از کنار این صداوسیما رد نشده اند و مخاطب را مشغول خود نکرده اند. این گزارشگران تنها عبارت «توی دروازه» را با شیوه های جدید و گاهی مضحک ادا می کنند. بعضی این قدر این «توی دروازه» را در ساعات پاسی از شب کش می دهند و تکرار می کنند که ما فکر نکنیم توپ از کنار دروازه گذشته است. برای قیاس این ها با نمونه خارجی همین برنامه مستند آنری پخش شده از شبکه ورزش را مثال بزنیم که حتی یک بار گزارشگر انگلیسی برنامه از عبارت توی دروازه بعد گل های پادشاه هایبوری استفاده نکرد و همه را با یک توصیف زیبا گزارش کرد. به طور مثال به محض گل زدن آنری در بازگشت به آرسنال سال 2012 گزارشگر با یک تن صدای بلندتر چنین گفت« به خانه خوش اومدی » بار معنایی این جمله را با جمله « توی دروازه» مقایسه کنید.البته برای مخاطبان دیگر این سطح گزارش ها عادت شده است. طوری که خیلی ها درکامنت های شبکه های اجتماعی اذعان می کردند دوست داشتند خیابانی و سرهنگ علیفر را در استرالیا ببینند تا از بازی ها بیشتر لذت ببرند!



