باغ ویران گلی را که تو کاشتی زرد شد . گلی را که من کاشتم باد برد . درختی که در باغ ما بود مرد . همه میوه ی مهر ما درد شد . چنان شادمان از فریب امید دل من در آغوش تو خانه داشت: پرنده در این شاخه ها لانه داشت زمستان رسید و پرنده پرید . اگر چه بهاری دگر میرسد دوباره نگاری دگر میرسد ز نو جان خود را نخواهم گداخت دل از مهر دیرین نخواهم گسیخت کسی را به جز تو نخواهم شناخت از این باغ ویران نخواهم گریخت . گلچین گیلانی