اختصاصی طرفداری | منچسترسیتی برای جبران افتضاح فصل گذشته، خیلی زود کار خود را در فصل نقل و انتقالات تابستانی آغاز کرد و زودتر از بسیاری تیم‌ها توانست سه خرید اصلی خود را در خط دفاع و میانی نهایی کند.

البته که گواردیولا بخشی از خریدهای خود را در زمستان انجام داد (توضیح مفصل فنی) و در ادامه روند بازسازی تیم رایان آیت نوری، مدافع کناری وولوز، تیجانی ریندرس، هافبک میانی میلان و رایان شرکی، هافبک تهاجمی لیون، خریدهای گواردیولا در تابستان بودند که خیلی زود نهایی شدند. در این یادداشت به طور ویژه و مفصل قصد دارم از لحاظ فنی روی دو هافبک خریداری شده تمرکز کنم و با بررسی نقاط قوت و ضعف فنی این دو بازیکن از این مساله صحبت کنم که پپ گواردیولا بار دیگر قصد دارد تا یک سوپر تیم از لحاظ فنی در کار با توپ بسازد. سوپر تیمی که مانند دوران اوجش، دیگر نیاز چندانی به دفاع کردن نداشته باشد.

بحث فنی در این مورد را ابتدا با تیجانی ریندرس آغاز می‌کنم. برای مطالعه توانایی‌های فنی این هافبک هلندی، هفت داده فنی پیشرفته را انتخاب کرده‌ام که چهار داده مربوط به عملکرد ریندرس حین کار با توپ و سه داده نیز مربوط به عملکرد او در بازی بدون توپ می‌شود. داده نخست «Deep Progressions» است. این داده فنی پیشرفته به ما می‌گوید که یک بازیکن چه مقدار در هر بازی (یا بازی های مختلف) از طریق ارسال پاس، حمل توپ و یا دریبل موفق توپی را به یک سوم تهاجمی خودی منتقل کرده است. داده فنی پیشرفته‌ای که وضعیت یک بازیکن را در انتقال توپ به خوبی منعکس می‌کند. داده بعدی «Pass OBV» است. پیش از این در یادداشت علم آنالیز با OBV به طور مفصل درباره مفهوم OBV صحبت کرده‌ام. به طور خلاصه این داده به ما می‌گوید که هر بازیکن از طریق کنش ارسال پاس، تا چه اندازه توانسته تیم را به احتمال موقعیت گلزنی بهتر سوق دهد. هر چه این عدد بالاتر باشد، به این معنی است که بازیکن مورد نظر با ارسال پاس‌های مختلف خود توانسته تیم را رو به جلو و در راستای رسیدن به امکان گلزنی بهتر، سوق دهد. 

داده سوم «xA» (توضیح مفصل فنی) است. داده چهارم «Dribble & Carry OBV» است. داده‌ای که به محاسبه OBV از طریق کنش‌های دریبل و حمل توپ می‌پردازد. داده بعدی «PAdj Tackles & Interceptions» است (توضیح مفصل فنی). داده فنی پیشرفته ششم «Tackle / Dribbled Past» بر حسب درصد است. داده‌ای که به ما می‌گوید یک مدافع تا چه اندازه توانسته بر حسب درصد، تکل های موفقی را در نبردهای یک در برابر یک خود بر روی حریفان انجام دهد. داده نهایی در این بخش نیز «Defensive Action OBV» است که میزان تاثیر کنش‌های تدافعی هر بازیکن را نشان می‌دهد و اینکه این کنش‌ها تا چه اندازه برای تیم سودمند بوده است. 

همچون روال همیشه خود، داده‌ها را نیز بر اساس «Percentile» (صدک) مشخص کرده‌ام تا بهتر بتوانیم به مقایسه کیفیت بازیکنان در هر یک از این داده‌ها با دیگر بازیکنان هم‌پستشان در لیگ‌های مطرح اروپایی بپردازیم. به عنوان مثال وقتی می‌گوییم ریندرس از حیث داده فنی «xA» در صدک 66 اُم قرار دارد، به این معنی است که او از 66درصد بازیکنان هم‌پستش در لیگ‌های مطرح اروپایی وضعیت بهتری از حیث این داده فنی داشته است. حالا به تصویر زیر دقت کنید که وضعیت ریندرس را در فصل گذشته رقابت‌های سری آ ایتالیا از حیث این هفت داده فنی نشان می‌دهد. 

وضعیت بسیار جالب توجه است. ریندرس به عنوان یک هافبک میانی، توانایی‌های خوبی در کار با توپ دارد. تخصص او در کار با توپ، مربوط به علاقه‌اش به حمل توپ و انتقال آن به یک سوم تهاجمی می‌شود. ریندرس فصل گذشته در میلان از 82 درصد هافبک‌های میانی لیگ‌های مطرح اروپایی بهتر توانسته از طریق ارسال پاس، حمل توپ و یا دریبل موفق، توپی را به یک سوم تهاجمی خودی منتقل کند. این مساله را ما در وضعیت او در داده فنی پیشرفته «Dribble & Carry OBV» نیز ملاحظه می‌کنیم. ریندرس در حوزه ارسال پاس و خلق موقعیت مستقیم برای هم‌تیمی‌ها در یک سوم تهاجمی هم عملکرد خوبی دارد. گرچه توانایی او در این حوزه به اندازه حمل توپ او نیست، اما باز هم توانسته حداقل از 60 درصد هافبک‌های میانی لیگ‌های معتبر اروپایی در این حوزه بهتر عمل کند (xA و Pass OBV).

در نقطه مقابل اما ریندرس در بازی بدون توپ و کنش‌های تدافعی، عملکردی پایین‌تر از دیگر هافبک‌های میانی در سطح لیگ‌های مطرح اروپایی از خود نشان داده. نکته‌ای که به ما می‌گوید هافبک میانی هلندی یک متخصصِ بازی بدون توپ محسوب نمی‌شود. مجموع کنش‌های تدافعی ریندرس در فصل گذشته از لحاط سودمند بودن تنها از 20 درصد هافبک‌های میانی‌ لیگ‌های مطرح اروپایی بهتر بوده (Defensive Action OBV). او به طور مداوم هم خود را در معرض کنش‌های تدافعی از جمله قطع توپ و یا تکل نیز قرار نمی‌دهد و تنها از 11 درصد هافبک‌های میانی از این حیث بهتر عمل کرده (PAdj Tackles & Interceptions).

تحلیل داده‌ها درباره ریندرس به ما چه نشان می‌دهد؟ هافبک هلندی یک متخصص حمل توپ و انتقال آن به بالای زمین است. او توانایی بسیار خوبی در این حوزه دارد و توانایی‌هایش در ارسال پاس در نقاط مختلف زمین نیز خوب و قابل قبول است. با این حال ریندرس زمانی که حریف صاحب توپ است، بهترین بازیکن زمین نخواهد بود و انتظار کنش‌های پیاپی از او نخواهید داشت. مسئله‌ای که پپ گواردیولا حتما به آن توجه داشته و با علم به این موضوع، ریندرس را انتخاب کرده.

بحث را با رایان شرکی ادامه می‌دهم و در انتها جمع‌بندی فنی در خصوص خرید این دو هافبک جدید را ارائه خواهم کرد. شرکی فصل گذشته در لیون چشم‌های زیادی را به خود خیره کرد. هافبک تهاجمی سابق لیون، به خوبی توانست هنر و استعداد خود را در کار با توپ در یک سوم تهاجمی به جامعه فوتبال نشان دهد. برای شرکی نیز هفت داده فنی پیشرفته را جهت مطالعه فنی انتخاب کرده‌ام. سه داده فنی با تیجانی ریندرس مشترک است که از توضیح دوباره آن پرهیز می‌کنم. داده بعدی مقدار «xG» (توضیح مفصل فنی) است. داده پنجم مقدار لمس توپ در باکس حریفان است. داده ششم «Shot OBV» است که به میزان تاثیر ضربات و شوت‌های هر بازیکن اشاره دارد. به این معنی که ضربات بازیکن مورد نظر تا چه اندازه خطرناک بوده و تا چه اندازه توانسته تهدیدی برای دروازه حریف باشد. داده پایانی نیز مقدار «xG/Shot» است. داده‌ای که کیفیت موقعیت‌هایی را که هر بازیکن در آن به سمت دروازه حریفان ضربه زده، مشخص می‌کند و به ما می‌گوید که هر ضربه بازیکن چه اندازه احتمال داشته به گل تبدیل شود. حالا وضعیت شرکی را در تصویر زیر از حیث این هفت داده مشاهده کنیم.

با یک بازیکن استثنایی و هنرمند در یک سوم تهاجمی در کار با توپ رو‌به‌رو هستیم. شرکی در حوزه ارسال پاس‌های مختلف، ارسال پاس نهایی برای هم‌تیمی‌ها، حمل توپ، دریبل زدن و همچنین لمس توپ در باکس حریفان، تقریبا در فصل گذشته همانندی نداشته. تقریبا هیچ هافبک تهاجمی در حوزه‌های گفته شده در فصل گذشته نتوانسته عملکردی نزدیک به او ارائه دهد. شرکی از 99 درصد هافبک‌های تهاجمی‌ لیگ‌های مطرح اروپایی بیشتر توانسته هم‌تیمی‌هاش را در موقعیت گل با کیفیت قرار دهد (xA). همچنین مجموع پاس‌های شرکی برای تیمش در فصل گذشته بسیار سودمند بوده و تیمش را بهتر رو به جلو سوق داده (Pass OBV). او در این خصوص از 98 درصد هافبک‌های تهاجمی‌ لیگ‌های مطرح اروپایی بهتر عمل کرده. توانایی او در حمل توپ و دریبل حریفان نیز بسیار واضح است و در عین حال او بارها و بارها نیز در باکس حریفان می‌تواند صاحب توپ شود و از نزدیک‌ترین فاصله به دروازه، برای مهاجمان تیمش خلق موقعیت کند.

نکته کلیدی در سبک بازی شرکی اما توانایی او در شوت زنی به عنوان یک هافبک تهاجمی است. می‌بینیم که شرکی در این خصوص یک بازیکن متوسط محسوب می‌شود که به اندازه توانایی‌هایش در کار با توپ نمی تواند شما را در این حوزه تحت تاثیر قرار دهد (Shot OBV). او همچنین به اندازه‌ای که هم‌تیمی‌هایش را در موقعیت گلزنی قرار می‌دهد، خودش در موقعیت گلزنی به عنوان یک هافبک تهاجمی قرار نمی‌گیرد و این مساله شاید یک تفاوت مهم او با هافبک تهاجمی همچون ویرتس باشد که در این زمینه نیز بسیار توانا است (توضیح مفصل فنی). انتظار می‌رود که با شروع فصل گواردیولا پله پله شرکی را از این حیث پیشرفت دهد تا او بیشتر و بیشتر بتواند با توجه به نوع بازی سیتی، خودش را در موقعیت گلزنی با کیفیت قرار دهد.

گواردیولا در حال ساختن دوباره تیمی است که در کار با توپ، یازده بازیکن استثنایی و توانا داشته باشد. بازیکنانی که بهترین در دنیا در کار با توپ باشند. می‌بینیم که دو هافبک جدید او نیز در پست‌های خود، بازیکنانی فوق العاده در کار با توپ هستند. بازیکنانی که قرار است در پازل مورد علاقه گواردیولا قرار گیرند. پازلی که بتواند توپ را به طور مداوم و در بازه‌های زمانی طولانی حفظ کند و در سکانس‌هایی که آن را از دست می دهد نیز خیلی سریع نسبت به بازیابی آن اقدام کند. در چنین شرایطی است که تیم در معرض دفاع کردن به طور متوالی قرار نمی‌گیرد و قرار هم نیست کنش تدافعی زیادی انجام دهد. مشابه آن چه تیم خالق سه گانه گواردیولا توانست آن را نشان دهد.

گواردیولا خشمگینانه وارد فصل نقل و انتقالات تابستانی شد و خیلی سریع با بودجه‌ای قابل توجه توانست خریدهای خود را نهایی کند. رقیبان مستقیم او نیز البته خیلی خوب توانسته‌اند خود را تقویت کنند. لیورپول و آرسنال بازیکنان مهم و توانایی را به ترکیب خود اضافه کرده‌اند و حتی چلسی نیز می‌تواند با یک پیشرفت مهم، این فصل خودش را در جمع مدعیان قرار دهد. با این حال آن چه در ذهن توانای گواردیولا در جریان است، می تواند خطرناک‌ترین اسلحه منچسترسیتی باشد. سیتی دو هافبک توانای دیگر در کار با توپ به خدمت گرفته که می تواند گواردیولا را به ایده‌آل‌هایش نزدیک‌تر کند. اگر این ایده‌آل در ذهن گواردیولا و متعاقبا در زمین مسابقه شکل گیرد، آن وقت نزدیک شدن به سیتیِ جدیدِ گواردیولا، برای هر تیم قدرتمندی دشوار خواهد بود، حتی اگر آن تیم‌ها لیورپول و یا آرسنال باشند.

*داده های فنی پیشرفته از کمپانی مرجع StatsBomb استخراج شده است.