در دهه 1950 در ایالات متحده آمریکا همجنسگرایی آشکار تابو بود و قانون‌گذاران در هر ایالت قبل از این قوانینی علیه رفتار همجنسگرایان تصویب کرده بودن که مهمترین آن‌ها قوانین ضد لواط بود همچنین در طول جنگ سرد اغلب سیاستمداران همجنسگرایان رو به عنوان خرابکاران توصیف می‌کردن که امنیت ملی و میهن‌پرسی رو تضعیف می‌کنند و آن‌ها رو هواداران کمونیست یا ستون پنجم کمونیست توصیف می‌کردن به عنوان مثال در طول دوران ترس از اسطوخودوس[بنفش] جوزف مک‌کارتی از اتهامات همجنسگرایی به عنوان تاکتیک لکه‌دار کردن[بدنام کردن] استفاده کرد یا سناتور کنت وری ابراز نگرانی کرده بود که جوزف استالین لیستی از همجنسگرایان  مخفی در مناصب قدرت رو از آدولف هیتلر بدست آورده است تا آن‌ها رو وادار به همکاری با اتحاد جماهیر شوروی کنند یا در گزارش کمیته فرعی سنا در سال  1950 با عنوان استخدام همجنسگرایان و سایر منحرفان جنسی در دولت تهیه شد که در این گزارش نوشته شده بود فرد منحرف طعمه آسانی برای باج‌گیری است و این یه واقعیت پذیرفته شده در بین آژانس‌های اطلاعاتی و سازمان‌های جاسوسی در سراسر جهان است که منحرفان جنسی که دارای اطلاعات محرمانه هستند یا به آن‌ها دسترسی دارند اهداف اصلی برای اعمال فشار و همکاری می‌دانند و کنار این نگرانی امنیتی در این گزارش همجنسگرایان رو برای استخدام در دولت نامناسب دانست چون کسانی که در اعمال انحرافی آشکار شرکت می‌کنند فاقد ثبات عاطفی افراد عادی هستند علاوه‌بر این شواهد فراوانی وجود دارد  که این نتیجه‌گیری رو تأیید می‌کند که افراط در اعمال انحراف جنسی تار و پود اخلاقی فرد رو تا حدی تضعیف می‌کند پس این افراد گزینه مناسبی برای مناصب و کارمند شدن نیستند....

ترجمه و تنظیم از پیمان[جیمی الکساندر]