حال خوبم را من از برق لبخند تو دارم مثل موی تو غمم را دست باد می سپارم تویی پایان خوش لحظه لحظه انتظارم

یار شیرین من ، عشق دیرین من پیش رویم بنشین و دلبرانه بخند نشود لحظه ای دستم از موی تو کوتاه عشق گیسو بلند

یار دلخواهمی ، شبم ، تو ماهمی می خرم ناز تو را من ، حال خوب تو چند ؟

نشود لحظه ای دستم از موی تو کوتاه عشق گیسو کمند

دیدم تو را چنان دلم رفت از چشم تو امان دلم رفت ای وای ، تا آمدم به خود بیایم دیدم که ناگهان دلم رفت

تویی همه جان و جهانم دور از تو یک لحظه نمانم ای عشق ، حال دل مرا تو دریاب از غم دنیا برهانم

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

محمد مهرآبادی گیسو کمند