سرگذت انسان بسی داستانها دارد.داستان هایی همچون تلاش برای بقایش ، کوشش برای گرم نگه داشتن اجاق خانه و خانواده اش.زجه ها و گریه هایش برای از دست دادن عزیز انش و همچنین اواز خواندن ها و پایکوبی هایش برای داستان های عاشقانه اش.
براستی که انسان، این گوهرناب هستی ، هم توانایی ساخت سنگین ترین سلاح های کشتار جمعی برای نابود ساختن هم نوعانش را درا د و هم قدرت خلق زیباترین لغات و الفاظ برای انتقال ظریفترین ظرایف احساسش برای هم نوعانش را دارا میباشد. .
چه بسیار ازفلاسفه و ادبیان در گذشته های از منه دور تا به امروز روز از انسان و امالهایش لب به سخن گشودند ومی گشایند و چه بسیار اقیانوسی از جوهر های قلمهایشان را برای تببین این شاهکار خلقت برروی اوراق کتاب ها قلم فرسایی کرده اندو میکنند.
هر چه که باشد این انسان این موجود دوپا ویا بهتر بگوییم این موجودی که ما به لطف انسان شناسان اورا نمونه تکامل یافته نخستین ها و انسان ریختها و تحت عنوان ((هومو ساپنیس ساپینس ))یعنی انسان هوشمند می شناسیم، یکی از شاهکار های خلقت و یکی از هوشمنترین موجوداتی از موجودات جهان می باشد که بعد از خداوند عزوجل نیروی پیدایش و زوال ((افکار و توانایی های خلاقانه اش به کمک عوامل طبیعت))را دارا می باشد.برای درک بهتراین مطلاب کافی است به زیست شناسان و انسان شناسان در باب بدن ما ادمیان توجه کنیم که میگویند:
بدن انسان شامل 100 تریلیون سلول است و هر یک از ان خود 100 هزار ژن گوناگون دارند که هر ژن شامل رشته هایی بلند مارپیچی دی ان ای است . هر کدام ازاین سلول های کوچک میکروسکوپی طرح ژنتیکی ساختمانی را درخود جای میدهند .
اگر قادر باشیم همه این رشته های مارپیچی را باز کنیم و به یکدیگر متصل کنیم طول انها صد و بیست تریلیون کیلومتر خواهد شد که حدود هشتصد برابر فاصله زمین و خورشید است و با این وجود تمامی این رشته های ملوکولی دی ان دی به اندازه یک گردو است .
از دست اورد های علمی برای شناخت صاحت بشر که بگذریم و همنشین و همدم عرفا و سوفیان شویم در میابیم که چه توصیفات روحانی و چه صفاتی خدایگونه بر انسان نهاده اندو همواره از او به نوعی (اب بشر) یاد کرده اند. و مسیر رسیدن به گوهر ناب هستی و خداوند حق متعال را فقط و فقط از طریق انسان میسر دانسته اندو همواره سعی کرده اند که مارا نسبت به خودمان یعنی خویشتن خویشمان اگاه گردانندو مارا نسبت به حقیقت واقعی خودمان و بزرگیمان و اینکه منزلت و جایگاه ما در هستی فراتر از ادراک ماست رهنمون سازند. از جمله عرفا ینامدار مسلمان بیدل دهلوی که در وصف انسان اشعاری را سروده درمیابیم که تنها و تنها این انسان در بین تمام موجودات می باشد که میتواند(عشقبه هستی ) و (عشق به خود ) و ( عشق به دیگری ) را بچشد و از طریق این عشق که فقط فقط مخصوص انسان میباشد فنی فی حق شود.
عشق از مشت خاک آدم ریخت آن قدر خون که رنگ عالم ریخت
چیـست آدم؟ تــجـلّـی ادراک یـعنـــی آن فــهم مـعنی لـولاک
احــدیّـت بـنـای مـحـکـم او الــف افــتــاده عــــلـّت دم او
دال او مــغــز اول و انـجــام که در او حـدّ وحـدت است تمام
مـیـم آن ختـم خلقت عـــالم ایـــن بـــود لـــفظ و معنی آدم
قلزم کاینات و هر چه در اوست جــوش بیـــتابی حقیقت اوست
باری. جایگاه والا انسان و سرگذشت پر فرازو نشیبش و حرکت از نقطه صفر خلقت به ناکجا اباد در ان سوی دور دست های هستی همواره مورد احترام اندیشمندان و متکلمین بوده است.
با این تفاصیرو با این تشریحاتی که در باب انسان امده ایا ما نباید به خویشتن خویش و حرمت نفس خویشمان ارزشی قایل شویم و احترام خودو شخصیت وجودی خویش را نگاه داریم؟ایا ما از جمله انسان هایی میباشیم که قرار است عده ای سرمایه دار به همراه عده ای کارمند که برای لقمه نانی و داشتن کلبه درویشی از احساسات و عواطف ما نسبت به هر امری که برای ما دوست داشتنی ست سود جویی کنند؟
واقعا جایگاه و منزلت ما ، اندیشه ما ، علایق ما ، در کجای این جهان پهناور و در ذهن کدام فرد بازاری در فضای مجازی جا خوش کرده است؟ ایا واقعا کسانیکه حرمت نفس خویش را حفظ نمیکنند و هر روز و هر ماه به واسطه تهییج کردن عواطفشان نسبت به مفروضات زندگی توسط خوناشام های بازاری مکیده میشود نسبت به وجود و هستی خود چه فکری کرده اند ؟ایا نباید نسبت به علاقه مندی های خود و افکار خود شخصیت خویش را همچو طرحی برای دستگاه پیچیده هستی که در وجودشان وبا نا م انسان تدارک دید ه شد ه چاره اندیشند؟نباید در مقال کسانییکه پشیزی برای وجودشان واحساسا ت این قبیل افراد را در قالب مدیر سایت و مقاله نویس و مترجم دست خوش بازی میگردد واکنش نشان دهند .؟
ایا فلسفه وجودی ما این است که بخوریم وبیاشامیم و نظاره گر پایمال شدن احساسات و عواطف های دوستمان و هم کیشمان باشیم؟
برای کسانیی که ارزش انسان را در قالب حوایج مادی خلاصه میکنند و نسبت به امور اخلاقی و معنوی و هم دلی با دل شکسته ها لبخند بر روی لب مینشانند این امار را ارایه میکنم تا شاید پتکی باشد بر افکار این عده از کاربران که فقط نشسته اندو شاهدان عینی لگد مال شدن علایق دوستان خویش میباشند
لطفا به امار زیر توجه فرمایید
یک انسان در طول شبانه روز 10 ساعت کار میکند . اعم از تحصیل اداره یا خانه داری.
یک روز برابر است با 10 ساعت
یک سال برابراست با 3650 ساعت
حال اگر این منوال در مدت طول عمر ادمی یعنی بر فرض 60 سال محاسبه گردد حاصلش میشود
60 سال برابراست با 219000 ساعت
9215شبان ه روز
304 ماه
25 سال
یعنی انسان درطول 60 سال زندگی اش 25 سال به طور شبانه روزی به کار کردن اشتغال داشته است
______________________________________________________________________
خوابید ن:
یک روز 8 ساعت
یک سال 2920 ساعت
60 سال 175200 ساعت
7300 شبانه روز
243 ماه
20 سال
یعنی انشان در طول 60 سال عمر خود 20 سال به صورت شبانه روزی در حالت افقی یعنی در حالت خواب بوده است
غذا خوردن
یک روز 1 ساعت
یک سال 365 ساعت
60 سال 21900 ساعت
912 شبانه روز
30 ماه
2/5 سال
یعنی انسان در طول 60 سال عمر خود دو سال و نیم به طور شبان ه روزیدر حالت غذا خوردن به سربرده است
________________________________________________________________
اب ریزگاه(دستشویی)
یک روز 30 دقیقه
یک سال 10950 دقیقه
182 ساعت
60 سال 10920 ساعت
455 شبانه رئوز
15 ماه
5 سال
یعنی انسان در طول 60 سال عمر خود یک سالو نیم به طور شبانه روزی در حالت دستشویی بوده است
_____________________________________________________________
اکنون حاصل این ساعات:اگر روزی 3 کیلو مدفوع کرده باشید یک روز 3 کیلیو یک سال 1095 کسلو و 60 سال 65700 کیلو
یعنی انسان در طول 60 سال عمر خود 65700 کیلو مدفوع تولید کرده است
ادرار
یک روز 2 لیتر
یک سال 730 لیتر
60 سال 43800 لیتر
یعنی انسان اگر 60 سال عمر کند 43800 لیتر ادرارتولید میکند
زندگی نمیتواند فقط خوردن خوابیدن و ادرار و مدفو ع باشد. نه زندگی نمیتواند این باشد.
زندگی یعنی تلاش. یعنی ارمان. یعنی ازادی .یعنی همان فر ایزدی. یعنی در اغوش کشیدن قلب های شکسته هم نوعمان
شاید اگر هجویاتی که در باره توپ طلاو داستان رونالدو و مسی و سایر بازیکنان از تیم های دیگر نبود اصلا این داستان را بزرگ نمیکردم ولی متاسفانه در طی چند روز اخیر شاهد بودم که عده ای در بنگاه های ترجمه دست بکار شدند و تا توانستند بر علیه رونالدو مطالب و مقالات بی ارزشی را انتشار دادند که باعث دلشکشتگی قلب های عاشق عده ای از کاربرها و دوستانمان درسایت گردید.با این حال دوستان گرامی
برایمان به عنوان انسان نباید مهم باشد که ما و دیگری به چه می اندیشیم و چه چیزی را دوست میداریم. برایما به عنوان اشرف مخلوقات نباید مهم باشد که دیگری به کدام رنگ و به کدام شخصیت دل می بازد. و به عنوان ابوالبشر همان مولا نا که همه هستی ادمی را در عشق میدید نباید برایمان اهمیت داشته باشد که در بین جارو جنجال ها و قیل و قالهای ورزشیمان چه رجز خوانی های مابین ما و دوستانمان رد وبدل میشود.
بلکه برایمان باید مهم این باشد که نگذاریم به هر قیمتی که شده احساسات دوستانمان را به بازی گیرندو پشت سر هم با تهییج کردن احساساتشان ما و دوستانمان را به جان یک دیگر بی اندازند تا چرک کف دستی را عاید خود کنند.
با اینکه طرفدار چلسی هستم و میدانم شما دوستان ه مطرفدارتیم های دیگر می باشید ولی برای مرام همه مردان که درد عشق و عطش بازیکن و تیم مورد علاقه خویش را میخورند تقاضا میکنم همه با هم بگوییم HALA MADRIDفقط به خاطر عشق دوستانمان و کاربرانی که طی چند روز اخیر با احساساتشان بازی شده است.
به خاطر اینکه ما انسانیم و از جنس همان ابوالبشر مولاناییم. نه از جمله کسانییکه همچون حیوان میخورندو میخوابندو نسبت به عواطف هم نوعشان شاهدو ناظر میباشند.
هر نظر ی که از سوی شما کاربران دراین پست و تحت عنوان HALA MADRIDدرج شود باعث میشود هم در روند مقالات ترجمه شده بهبودی حاصل شود و هم در مقابل یک مقاله انتقا د امیز نسبت به تیم ویا بازیکن مورد علاقه مان یک مطلب نیز مخالف ان انتشار یابد تا اینکه بی عدالتی در این سایت حکم فرما باشد .
شاید بی اعتنایی ما نسبت به دوستان مادریدی فردا و پس فردا بر سر ما اید و دفعه بعدی سران سایت طرفداری قلب و احساسات ما را نشا نه روند و دکان خویش را پر زرق و برق تر کنند.
_______________________________________________________________________