در داغترین روزهای مکزیک ۱۹۸۶، مارادونا تنها با توپ به میدان نیامد؛ با زخمی از جزایر فالکلند، با خشم ملتی که بوی باروت و خون را فراموش نکرده بود، پا به کارزار گذاشت. در برابرش نه فقط یازده بازیکن، که سایهی ارتش بریتانیا ایستاده بود. او چونان سرداری تنها، از دل پنج سرباز دشمن گذشت؛ زمین را شکافت، غرور امپراتوری را در هم کوبید، و با ضربهای مرگبار، انتقامی گرفت که نه با گلوله، که با جادوی پاهایش رقم خورد. آن گل، فریاد یک ملت بود؛ فریادی که از خاک جزایر خونگرفته تا آسمان مکزیک پیچید و تا ابد در تاریخ ماند.
مارادونا با توپ به میدان نیامد : با زخمی از جزایر فالکلند با خشم ملتی ک بوی باروت و خون را فراموش نکرده بود
۵۱ بازدیدسهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۵
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


