مطلب ارسالی کاربران
تحلیل و تفسیر ترک چاه از فرشاد
مُقَدَمهِ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرشاد قنبری با نام فرشاد یکی از رپکنن های نسل دو می باشد که اثار بشدت حرفه ای دارد او از سال 85 شروع به فعالیت خود با نام گوستی کرد که پس از انتشار چند اهنگ در سال 88 البوم غیر رسمی(یک روز کابوس)را منتشر کرد و از پس از مدتی نام گوستی را کنار گذاشت و فعالیت خود را با نام فرشاد ادامه داد و در سال 92 اولین البوم خود را با نام پوچ منتشر کرد و در سال های بعد هم پرکار عمل کرد که مجموعه های زیادی از او منشتر شد اما بجز رپ او در حوزه اهنگساز بسیار حرفه ای است و برای همین خودش اهنگساز مجموعه های خود را انجام میدهد که همین اثار وی را شنیدنی تر میکند و او حتا رتبه های جهانی هم دارد و حتا در سریال پنگوئن ترک نوت سیاه پخش شد.
اما ترکی که میخواهیم به ان بپردازیم ترک چاه از البوم فوقلعاده رند منتشر شده در سال 96 با اهنگسازی خود او
اِطِلاعاتِ اَثَر
خواننده |
فرشاد |
اهنگساز |
فرشاد |
سال انتشار |
1397 |
میکس و مسترینگ |
فرشاد |
البوم |
رند |
مدت زمان |
4:00 |

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تَحلیل
باز کردم چشم ، برهنه
وسط یه بیابون
اتفاقای قبل اینجارو
نمیدونستم که چیا بود
یه مادی ی لزج
مالیده شده رو سراسر بدنم
و روی صورتم
خون یکی دیگه بود روی بدنم
فک میکردم ازم داره میاد خون
تلاش برای حرف زدن
ولی بلد نبودش که کار کنه زبون
اشک اشک رو نهر گونه جاری
تاکه شاید شاد کنه درون
سعی بیهوده برای ایستادن
یکی دست و پای منو بسته بود
بی خبر از همه جا و گیج گیج
چند متری رو طی کردم سینه خیز
دهنم درد گرفت دریدم طنابارو
وقتی که فهمیدم دندونام در اومد
رو پاهام وایسادم بهتر میدیدم
انتظارم واسه اولین گامم سر اومد
اهنگ بصورت داستانی بیان میشود که شروعش با فردیست که وسط بیابانی دست و پا بسته گیر افتاده و بعد از خزیدن دست و پاش باز میشن اما شاعر مارا گمراه کرده ولی میتوانیم با نشانی های داده شده به این پی ببریم که این در اصل تکامل یک انسان است
(باز کردم چشم ، برهنه وسط یه بیابون اتفاقای قبل اینجارو نمیدونستم که چیا بودیه مادی ی لزج مالیده شده رو سراسر بدنم و روی صورتم خون یکی دیگه بود روی بدنم فک میکردم ازم داره میاد خون تلاش برای حرف زدن ولی بلد نبودش که کار کنه زبون اشک اشک رو نهر گونه جاری تاکه شاید شاد کنه درون)
کودک بدنیا میاد و هیچی نمیدونه و خونی که از رحم مادر اومده بیرون روی صورتشه و نمیتونه حرف بزنه و گریه میکنه
(سعی بیهوده برای ایستادن یکی دست و پای منو بسته بود بی خبر از همه جا و گیج گیج چند متری رو طی کردم سینه خیز دهنم درد گرفت دریدم طنابارو وقتی که فهمیدم دندونام در اومد رو پاهام وایسادم بهتر میدیدم انتظارم واسه اولین گامم سر اومد)
حالا کودک شروع به خزیدن میکند زیرا توان راه رفتن ندارد که اول سینه خیز میرود بعد چهار دستو پا و بعد راه میرود حالا دهنم درد گرفت دریدم طنابارو باعث میشه مخاطب فکر کنه طناب پاره شده ولی نوزاد دندون دراورده و یواش یواش داره تمام محدودیت های بدنی رو کنار میگذاره که خواننده اون هارو به طناب تشبیه کرده و حالا اون فرد روی پاهاش وایمسته و به قدرت درک میرسه
(گوشام زیر سلطه ی سوت صوت فوت شده ی این بیابون مترود تا کجای این ناکجا آباد رفتن باید کی میپادم از دور بالای سرم یه پرنده سیاه صدام زد بیا دنبال من تلو تلو خوران چپ راست ترس چیره به رخسار من)
حالا کودک نوزاد دراه به راه رفت عادت میکنه و از اونجا قدرت درک پیدا میکنه و هرچی بزرگتر میشه دیدگاهش بزرگتر میشه همونطور که از خودش میپرسه تا کجا این راه ادامه داره حالا پرنده سیاه بالای سر اون قرار میگیره و باعث ترس میشه اما این پرنده میتونه نظامی سیستمی باشه که از وقتی درک در کودک رخ میده با اموزش هایی که خودش میخواد به اون یاد میاد و اون رو کنترل میکنه مثل مهد کودک مدرسه و جامعه
(هر طرف چشم کار میکرد یه استخون تلف شده تو مسیر میدیدم گفتم دیگه نمیام جون ندارم گفت اینا کسایین که گوش ندادن دیدم ارتفاعشو کم کم کم کرد لب یه چاهی نشست برگشت با خنده ترسناکی گفت نترس توهم بامن بپر شیرجه زدم گفت رها شدی فقط هرچیزی شد چشماتو باز نکن تاکه توی آزادیت صفا کنی)
حالا او بزرگ میشود دیدش وصیع تر میشود و در راه خود جنازه هایی میبند که دیگه از جایی توانش کم میشود و به همان پرنده میگوید اما میگه اینا کسین که گوش ندادن و حالا به چاهیی میرسد که میگوید با چشم بسته به راه ادامه بده تا توی ازادیت صفا کنی یعنی لذت ازادی توسط اون سیستم بسته نگه داشت دیدگاهه همه ادم ها وقتی به قدرت فهم و بینش را بدست میاورند افرادی هستند که بخشی از همان سیستم هستند که میگویند باید راه انهارا برویم و اگر راهی که انها میگویند نرویم عاقبت خوبی نداریم مثلا کسانی که ادیان را مثال میزنند که هر کدام عذابی دارند و از اینجا ادم ها به دوبخش تقسیم میشوند کسانی که چشمان خود را باز میکنند و با کنترل هایی که سیستم میکند اشنا میشوند و بر خلاف ان حرکت میکنند اما دسته دوم اکثریت مردم هستند که این چیز هارا مسخره میدانند و راهی که سیستم تعیین میکند میروند و افراد اول را مسخره میکنند
(اینو گفت و دوباره خارج شد از چاه اما ، من چشمامو باز نگه داشتم پیشِ خودم گفتم چقد تاریکه اینجای چاه چقدَر باریکه طبقه ی اول چند تا آدم شیک پوش با سَرایی که اجزای صورت نداشت درحال جابه جایی پرونده هایی که هیچکس تواناییِ خوندن نداشت خواستم بدونم کین ، برنامه چیه ولی این جاذبه یِ لعنتی مُهلتی واسه ی موندن نداد پایین تر رفتم ، فضا باز تر شد دیدم خوکی آلَتش تو دهن ماری در حال فیلم گرفتن بود روباه مکاری پایین تر رفتم ، فضا باز تر شد رو زمین دیدم جنازه ای بی جون در حالِ فروختن آتیش بود یه مردِ شیش تیغ به مرد یه مرد ریشو پایین تر رفتم فضا بازتر شد پُرتره (عکسی یا نقاشی تکی) قرمزی از یک زنِ اغواگر پایینتر رفتم فضا بازتر شد ، پرتره بنفشی از آزادی پایین تر رفتم فضا بازتر شد ، عکسی زرد از چند نفر در حالِ رقص فضا باز تر ، پایین تر ، پرتره ای آبی از تنهایی پایین تر زن و مردای کبودی که درحالِ کشیدن سنگ های سنگیننو من برای اولین بار فهمیدم ، از این سقوط چقدَر غمگینم)
حالا فرد میپره و چشم هاشو باز میزاره و از چاهیی تنگ شروع مشه تا بزرگتر میشه اول از همه باید به اخر تونل بریم مردان و زنان کبود درحال جابجایی سنگ ها این ساخت احرام ثلاثه مصر اشاره میکند این یک تشبیه فوقولعاده به حرم طبقاتی تئوری توطئه سیستم بود بصورتی که با طبقه تنگ و اخر که بخش اصلی و فوق محرمانه هست که کسی از انها اطلاعی نداره و نمیتواند داشته باشد با پرونده هایی مربوط به هرچیزی طبقه دوم سرشار از فساد و تاثیر بر مغز که نمونش تماشای رایج پورنه که بر مغز تاثیر بسیار داره خوک مار روباه سه نماد حیله و زیرکی وفاسد دیکتاتوری که در سیاست معانی دارند که اصلی ترینشان خوک میباشد و حالافقط چهره کسانی که از ان سود میبرن در حال تغییره حالا از اینجا پرتره یک اصطلاح درعکاسیه عکاسیه چهره پرتره های رنگی در این اهنگ اشاره میشوند که به ان ها نور معنی میده (پرتره قرمز از یک از زن اغواگر) قرمز نماد عشق و میل و اشتیاق که اغوا گری به معنای کردن و تحت تاثیر قرار دادن است پایین تر پرتره بنفشی از ازادی بنفش پیوندهای قدیمی تری با سلطنت دارد، اما برجستهترین رنگی است که بهطور سنتی با هیچ ایدئولوژی مهم معاصر ارتباط ندارد. به این ترتیب، بعضی اوقات برای نشان دادن ترکیبی از ایدئولوژیهای مختلف، یا جنبشهای اعتراضی جدید که منتقد همه ، استفاده مورد قرار میگیرد.عکسی زرد از چند نفر در حال رقص زرد نماد شادیست. .همه احزاب قبلی هستندپرتره ابی از تنهایی رنگ ابی نماد ارامش است و گاهی در نقاشی ها نماد اندوه و تنهایی است مثل اثار پیکاسو حالا میرسیم به بخشی که همان اول از او صحبت کردیم که کل هرم را بررسی کردیم حالا میریم برای بخش اخر که داستان را بینهایت بهم میچسباند
(من برای اولین بار فهمیدم ازین سقوط چقدر غمگینم نور دیدم دستو پامو جمع کردم سرعت گرفتم نفسمو حبس کردم به زمین خورد خون جاری شد و فقط اونجا بود چنتا کرم شب تاب)
حالا فرد به انتها میرسد و مراحل ساخت در ک و فهمش کامل میشود کخه میگوید فهمیدم از این سقوط چقدر غم گینم وو خود اهنگ هرچی جلو تر که میرود عصباینتش بیشتر میشود و در اخر نور رو میبینه و فک میکنه به وعده پرنده یعنی ازادی رسیده سرعت میگیره اما به زمنی میخوره و فقط نور چندتا کرم شب تاب بودن و هیچ رهایی وجود نداشت و وقتی خون اون جاری میشه بقه هم همونچا بدنیا میان و این چرخه رو تکرار میکنن بدون اینکه چیزی بدونن وهیچوقت نمیتونن نجات پیدا کنن و این لازمه وجود حرم طبقاتیست چرخه ای بی پایان که راه انرا هم پرنده سیاهی که در راهش مرگ است ادامه میدهد
