مسئله قدرت و دانایی مطلق خدا

.

مسئله کوتاه:

اگر خدا دانای مطلق است، از قبل می‌داند چه خواهد کرد. پس نمی‌تواند کار دیگری انجام دهد ⇒ محدود شدن قدرت.

اگر قادر مطلق است، باید بتواند کار دیگری کند ⇒ پس از قبل نمی‌دانسته ⇒ محدود شدن علم.

 

پاسخ کوتاه:

اول 

مفهوم «فوق‌زمانی بودن» (Timelessness) 

 خدا بیرون از زمان است، مفهوم از قبل می‌داند  و پرسش «آیا می‌تواند بعداً کاری متفاوت انجام دهد؟» بی‌معنا می‌شود.

برای او هیچ لحظهٔ «بعد» یا «قبل» وجود ندارد؛ همهٔ تصمیمات و افعال یکباره و هم‌زمان در «اکنون الهی» واقع‌اند.

پس دانستن و خواستن، دو حالت جداگانه در دو لحظه متفاوت نیست که مانع هم شوند، بلکه همان یک واقعیت فرازمانی است.

 

دوم

تفکیک میان توانستن منطقی و توانستن متناقض 

اگر قادر مطلق است باید بتواند کار دیگری کند؟

این عمل خودش دارای ضعف و تناقض است اولا تصمیمی از قبل گرفته نشده چون قبلی وجود ندارد فرضا گرفته شده اگر خلاف اراده خودش عمل کند یعنی ضعف دارد .

قدرت مطلق به معنای توانایی انجام همه کارهای ممکن به لحاظ منطقی است، نه کارهای متناقض با ذات یا منطق.

مثلاً حتی یک قادر مطلق هم نمی‌تواند «دایرهٔ مربع» بسازد یا کاری کند که «گذشته‌ی انجام‌شده هرگز رخ نداده باشد» — چون اینها اشیاءِ محال هستند، نه محدودیت قدرت.

در نتیجه:

اگر خدا می‌داند چه خواهد کرد، «انجام کار متفاوت در عین ثبات دانش کامل» یک تناقض منطقی است

. ناتوانی در انجام کار ذاتاً ناممکن، نقص قدرت محسوب نمی‌شود.

ناتوانی در ۵ کردن ۲+۲ نشان از محال منطقی بودن آن است پس علم مطلق ریاضی شخصی که کل سوالات ریاضی را می داند را زیر سوال نمی برد

 

 

سوم

بر اساس دیدگاه‌های سنتی (مثل بوعلی سینا یا آکویناس)،

فعل خدا نتیجهٔ ارادهٔ کامل و تغییرناپذیر اوست. دانستن این فعل از پیش، محدودیت نیست؛ چون منشأ علم و قدرت، خودِ اراده الهی است. او چیزی را می‌داند که خودش آزادانه اراده کرده، نه اینکه علمی بیرونی او را مقید کرده باشد.

 

آیا خدا می تواند بعدا کاری متفاوت انجام دهد ؟ برای موجود فرازمانی بی معناست چون قبل و بعدی وجود ندارد

اعمالی که درونشان ضعف باشد محال ذاتی هستند و قدرت مطلق را زیر سوال نمی برند 

 قدرت مطلق به معنای توانایی انجام همه کارهای ممکن به لحاظ منطقی است، نه کارهای متناقض با ذات یا منطق

علم خدا از ارادهٔ خودش سرچشمه می‌گیرد، نه عامل بیرونی. او در یک «اکنون فرازمانی» می‌داند و می‌خواه.

بنابراین «دانستن + توانستن» در خدا تعارضی ندارند.