توصیف این حمله غیرقابل بیان است و انفجارهای متعدد که باورکردنی نبود و حتی بدتر از سیاهترین کابوس بود و بسیاری از مردم به طرز وحشتناکی سوخته و مجروح شده بودند و نفس کشیدن سخت و سختتر میشد وقتی هوا تاریک شد همه با وحشت غیرقابل تصوری سعی کردیم از زیرمینها خارج شویم هنگام خروج افراد مرده و در حال مرگ زیرپاها له میشدند و چمدانها جا میماندند یا توسط امدادگران از دستمان گرفته میشد همچنین سبد دوقلوهایمان که با پارچههای خیس پوشیده بود از دست مادرم گرفته شد و ما توسط افراد پشتسرمان به طبقه بالا هل داده شدیم و وقتی به بیرون رسیدیم خیابانهای در حال سوختن و ویرانههای فروریخته و طوفان آتش وحشتناک رو دیدیم امّا مادرم ما رو با پتوها و کتهای خیسی که در وان آب پیدا کرد پوشاند و ما در بیرون چیزهای وحشتناکی دیدیم بزرگسالانی که جزغاله شده بودن به اندازه کودکان کوچک شده بودن و تکههای دست و پا و مردگان و تمام خانوادههایی که در آتش سوخته بودند و افرادی که در حال سوختن بودن به این سو آن سو میدویدند و واگنهای سوخته پر از پناهندگان غیرنظامی و امدادگران و سربازان کشته شده و بسیاری با فریاد به دنبال فرزندان و خانوادههای خود میگشتند و همه جا آتیش میگرفت و آتیش همه جا رو فرا گرفته بود و در تمام مدت باد گرم طوفان آتشین مردم رو به داخل خانههای در حال سوختن که سعی داشتن از آنها فرار کنند پرتاب میکرد و من نمیتوانم این جزئیات وحشتانک رو رو فراموش کنم و هرگز نمیتونم فراموش کنم....
لوتار متزگر بازمانده برلین مه 1999
ترجمه و تنظیم از پیمان[جیمی الکساندر]


