1. "حالا از فردا با منتقدان کیروش چه کنیم؟!" این جمله را مجری تلویزیون میگوید، به نمایندگی از همکارانش که در دورههای قبلی تا توانستند قطبی و قلعه نویی و برانکو ایوانکوویچ و طالبی و مایلیکهن را کوبیدند. دو نفر از اینها تیم ملی را به جمع 4 تیم رساندند و در ضربات پنالتی شکست خوردند، بقیه مثل تیم کیروش در یک چهارم و مقابل کره حذف شدند! "هیچکس مقصر شکست در ضربات پنالتی نیست"، این جمله را وقاحت میگویند و فراموش میکنند مربی اسبق تیم ملی را در همین شبکه به صلابه کشیدند، به خاطر حذف در ضربات پنالتی!
2. مقصر اصلی اخراج پولادی، خودش بود. سرباز فراری که از ایران فرار کرده بود اما با اصرار کیروش، اجازه پیدا کرد پیراهن تیم ملی را بپوشد و در جام ملتها به زمین برود. کیروش مدعی بود هیچکس در حد پولادی نیست و به او نیاز دارد، احتمالا برای اخراج شدن در یک بازی حساس!
3. دردناک است که برای عدهای تنها چیزی که اهمیت دارد تحقیر فلان مربی است. همانها که در لیگ حساب میکنند که چند گل تیمی با ضربهی سر بوده و آن را نشانهی ضعف مربی میدانند، امروز اینکه اکثر گلهای ایران با ضربهی سر است را نشانهی کاربلدی مربی میدانند! در جوی که برای دفاع از کیروش ساختهاند هیچکس جرات نمیکند بپرسد بالاخره سانتر کشیدن و گل زدن با سر خوب است یا بد؟!
4. حالا باید 4 سال دیگر صبر کنیم تا شاید بعد از 43 سال قهرمان آسیا بشویم. حالا شاید حامیان فردوسیپور و دوستانش باور کنند مشکل فوتبال ایران مربی نیست، شاید باور کنند که که محاکمهی مربیان قبلی توسط آنان در تلویزیون، سوء استفاده از احساسات مردم بود برای لذت بردن از آزار کسانیکه از آنها متنفرند. البته اگر اجازه دهند صدای منتقدان کیروش شنیده شود.