تو فصل برگای زرد تو شب های ساکت و سرد! قصه بودن تو هیچ دردی رو دوا نکرد… شبم سیاهه و بس آخه این عشق بود یا قفس! میون عشق و هوس زدی تو ساز دل یه نفس آی از هوس وای از هوس ای داد ای وای از هوس…
سکوت زخم زبون سهم همین رابطه شد! تموم روح و تنم زخمی این رابطه شد… صدا نداره یه دست فقط من عاشق بودمو بس… تو در هوا و هوس فقط یه بار از خدا بترس… آی از هوس وای از هوس ای داد ای وای از هوس!


