منم و یک دل ساده تو کویر؛ گرمی دستاتو از دلم نگیر♬♫♪ منم و قلب شکسته بی قرار؛ با دو چشم پر اشک انتظار تنی فرسوده و خسته ز یه داغ؛ کسی حتی نگرفت از ما سراغ♬♫♪ یه دل شکسته و دربه درم؛ همیشه از پی تو در سفرم
در باغ دلم تازه گلی سر زد و گم شد؛ یکباره پرستو شد و پرپر زدو گم شد♬♫♪ در حادثه ای سرخ نفس در نفس باد؛ بالی به بلندای کبوتر زد و گم شد آن روز یقین از تن تردید سر آورد؛ آن روز که از باور خود پر زد وگم مشد♬♫♪ تا آمدم از وصف نگاهش بسرایم؛ آتش به دل سینه دفتر زد وگم شد در باغ دلم تازه گلی سر زد و گم شد؛ یکباره پرستو شد و پرپر زدو گم شد♬♫♪


