کالیدو کولیبالی درباره یک داستان عجیب از مائوریتزیو ساری و همکاری‌اش با او در ناپولی صحبت کرده است.

"روزی که پسرم به دنیا آمد را هیچوقت فراموش نخواهم کرد. همسرم در وقت صبح به کلینیک رفته بود و ما عصر همان روز قرار بود در یک بازی خانگی به مصاف ساسولو برویم. وسط یک جلسه آنالیز ویدیویی بودیم که دیدم گوشی‌ام مدام زنگ میخورد. همسرم پنج،شش مرتبه زنگ زد. بالاخره فوری بیرون رفتم و او به من گفت که تو باید بیایی،پسرمان دارد به دنیا می‌آید. نزد ساری رفتم و به او گفتم آقای مربی شرمنده، اما باید الان بروم. پسرم دارد به دنیا می‌آید. ساری نگاهی انداخت و گفت: نه نه نه، کولی من واقعا امشب به تو نیاز دارم، نمیتوانی بروی! ولی من اصرار کردم که آقا تولد پسرم است.گفتم هرکاری میخواهی بکن، دارم بزن، مهم نیست، من رفتم. ساری که خیلی مضطرب شده بود، پشت‌سر‌هم سیگار میکشید. کمی فکر کرد و در آخر گفت: باشد، میتوانی به کلینیک بروی ولی برای بازی امشب باید برگردی. کولی به تو نیاز دارم،درک کن.

ساعت ۱۳:۳۰ به کلینیک رسیدم و خدا را شکر که به موقع هم رسیدم تا شاهد به دنیا آمدن پسرم باشم. این اتفاق بهترین روز زندگی من بود. ساعت ۴ بعد از ظهر، ساری با من تماس گرفت که برگرد. همسرم به حضورم نیاز داشت تا کنارش باشم ولی با این‌حال اجازه داد تا برای بازی به تیم ملحق شوم.

وقتی به اتاق رختکن وارد شدم، دیدم ساری لیست بازیکنانی که باید بازی میکردند را نوشته است. دنبال اسمم گشتم اما شماره‌ام در آن لیست نبود. به ساری گفتم: آقا داری شوخی میکنی؟! امیدوارم شوخی باشد.من مسر و همسرم را رها کردم تا اینجا باشم. شما گفتی که به من نیاز داری! او به من اینگونه جواب داد که: بله، نیازت دارم اما روی نیمکت!

الان که دارم به آن اتفاق فکر میکنم خنده‌ام میگیرد ولی در همان موقع می‌خواستم گریه کنم!"