طرفداری | ژوزه مورینیو بار دیگر به استمفوردبریج برگشت؛ این بار بهعنوان سرمربی بنفیکا. مردی که سالها پیش خودش را «آقای خاص» معرفی کرده بود، حالا میگوید: «من بزرگترین هستم» و خود را پرافتخارترین مربی تاریخ چلسی میداند.
مورینیو که تنها ۱۱ روز پیش از فنرباغچه اخراج شد و هدایت بنفیکا را بر عهده گرفت، در نشست خبری پیش از بازی امشب مقابل چلسی در هفته دوم لیگ قهرمانان اروپا گفت:
چلسی یک ماشین بردن است. شاید در دو سه سال اخیر افت کرده باشد، اما قبل از من جام گرفته بود، با من بیشتر برد، بعد هم با مربیان دیگر جامهای تازه آورد؛ از جمله لیگ قهرمانان. اما تا وقتی کسی چهار بار قهرمان لیگ برتر با چلسی نشود، من بزرگترین مربی چلسی باقی میمانم.
مورینیو در دو دوره حضور روی نیمکت چلسی، سه قهرمانی لیگ برتر را به دست آورد. او البته تجربههای تلختری هم در بازگشت به استمفوردبریج دارد؛ از جمله وقتی با منچستریونایتد در سال ۲۰۱۷ هو شد. تنها برد آقای خاص در هفت بازی در این ورزشگاه مربوط به سال ۲۰۱۰ است، وقتی با اینتر در راه قهرمانی لیگ قهرمانان، چلسی را شکست داد.
او در سالن «دریک سوییت» ورزشگاه، جایی که دیوارها با تصاویر جشن قهرمانیهایش تزئین شده، با لبخند گفت:
در ۹۰ دقیقه من دیگر آبی نیستم، الان قرمز (بنفیکا) هستم و میخواهم ببرم. اما همیشه یک آبی خواهم ماند. من تاریخ چلسی را نوشتم و چلسی هم بخشی از تاریخ من را. ما همدیگر را بزرگتر کردیم.
مورینیو همچنین به نزدیکی خانهاش در لندن اشاره کرد و گفت پسرش هر آخر هفته به استمفوردبریج میرود. او افزود:
قبل از بازی، چلسی تیم من است. بعد از بازی هم تیم من خواهد بود. اما در جریان مسابقه، من فقط به بنفیکا فکر میکنم.
او درباره حفظ تصاویر جام بردنش در استمفوردبریج هم گفت:
خیلی از باشگاهها گذشته را پاک میکنند و قهرمانان قدیمی را فراموش. اما چلسی این کار را نمیکند. این یعنی باشگاهی واقعاً بزرگ است.
مورینیو به جنجال سال ۲۰۱۸ مقابل تیم مائوریتزیو ساری نیز اشاره کرد؛ جایی که پس از گل تساوی دیرهنگام چلسی، حرکات او خبرساز شد:
آن ماجرا به خاطر گل نبود. یکی از اعضای کادر فنی چلسی به من توهین کرد و من واکنش نشان دادم. ساری فوقالعاده برخورد کرد، باشگاه هم همینطور. حتی وقتی میخواستند او را اخراج کنند، من گفتم نه. همه ممکن است اشتباه کنند.
در پایان درباره واکنش هواداران چلسی گفت:
فکر نمیکنم من را هو کنند. در خیابان همیشه جلوی مرا میگیرند برای عکس و امضا. آنها بخشی از زندگی من هستند.



