طوفان خاموش

نگاهت چرا دور، چه رازی در دل داری؟ برای همه ی سوال‌ها جوابی نیست، خسته نشو، رها کن خودت را همه چیز را به جریان بسپار، دلیلی هست کسی دردت را نمی‌فهمد، کسی حال تو را نمی‌پرسد

چیزهایی که می‌شناختم، ناگهان ناپدید می‌شوند وقتی چراغ‌ها خاموشند بادها از ذهن ما می‌وزند، طوفانی خاموش اشک‌هایت روی شانه‌ام، فریادم در کوه‌ها فرو می‌نشیند طوفانی خاموش بهار می‌آید پس از آن، با گذشت زمان قلبت همه چیز را پاک می‌کند طوفانی خاموش

همه چیز را به جریان بسپار، دلیلی هست کسی دردت را نمی‌فهمد، کسی حال تو را نمی‌پرسد چیزهایی که می‌شناختم، ناگهان ناپدید می‌شوند وقتی چراغ‌ها خاموشند بادها از ذهن ما می‌وزند، طوفانی خاموش اشک‌هایت روی شانه‌ام، فریادم در کوه‌ها فرو می‌نشیند طوفانی خاموش بهار می‌آید پس از آن، با گذشت زمان قلبت همه چیز را پاک می‌کند طوفانی خاموش