خدایا…

بیست‌و‌شش سال گذشت 

از مهربونیِ بی‌پایانت

چه شب‌هایی که با گریه خوابم برد

و صبح با آرامشت بیدار شدم.

چه روزهایی که زمین خوردم 

و فقط دست تو بود که بلندم کرد.

من با تو بزرگ شدم

با تو یاد گرفتم هنوز امید هست

حتی وسطِ سیاهی‌ها.

خدایا… 

من لایق این‌همه مهربونی نبودم

ولی تو هر بار دوباره بخشیدی

دوباره باران شدی روی دل خشکیده‌م.

بیست‌و‌شش سال گذشت

و من هنوز همون بنده‌ی حیرونم

که با تمام وجود می‌گه:

مرسی که هنوز دوستم داری...

 

? زین الله امینی

 

#تولد #خدا #شکرگزاری #امید #ایمان #توکل