سیل انتقادات مربیان و کارشناسان داخلی بعداز آخرین پنالتی و حذف تیم ملی آغاز شد.اما مسئله ی مهم، انتقاد از مربی و لگد زدن به تیمی که حذف شده نیست بلکه نکته ی جالب توجه اینجاست که تقریبا اکثر نظرات کارشناسان مخالف از روی دانش و منطق نمی باشد و نظرات منتقدین به وضوح از روی بد خواهی و غرض ورزی یکی پس از دیگری صار می شود.گویی روزها و ماه ها منتظر فرا رسیدن چنین لحظه ای بوده باشند.
این دسته از کارشناسان اعتقاد دارند که سبک دفاعی و زدن گل از روی ضربات ایستگاهی در دنیا منسوخ شده در حالی در پاسخ به این موضوع نیز بارها و بارها هم گفته شده که مورینو از همین روش، تیمهای تخت رهبری خودش را قهرمان اروپا کرده ، پرتو، اینتر و چلسی
ضمنی اینکه این کارشناسان یکصدا اظهار دارند که طی مدت زمان هدایت کیروش چیزی به فوتبال ما اضافه نشده که می توان این موضوع را نظری تا حدودی بی اساس و تنگ نظرانه دید
فوتبال با کیروش صاحب موارد زیر شد:
1- ساختار منظم دفاعی
2- تاکتیک و توان اجرایی در ضد حملات
3- بالا بردن قدرت تمام کنندگی در لحظات حساس در بین بازیکنان،ایران سالها تیمی بود که در بازیهای حساس که مقدار آدرنالین به میزان قابل توجهی در جسم ورزشکاران افزایش پیدا می کند موقعیت های زیادی را فراهم می کرد اما به سختی و با از دست دادن موقعیت های فراوان به گل می رسید ، نمونه های زیادی رو می شه در این زمینه عنوان کرد اما یکی از بارز ترین اونها بازی ایران و بحرین در مقدماتی جام جهانی در 2002 در تهران بود که تیم 15 ضربه در باکس داشت اما هیچ کدام تبدیل به گل نشد و نتیجه ی بازی 0 -0 به پایان رسید.
4- تاکتیک پذیری و توان اجرای بازیه بدون توپ بازیکنان ایران
5- کشف بازیکنانی کلیدی مثل قوچان نژاد و داژگه که ایرانی بودند اما مربیان سابق تیم ملی از آنها استفاده نمی کردند و شاید هم خبر نداشتند که اصلا چنین بازیکنانی وجود دارند! که بازیکنی مثل قوچان نژاد تاثیر مستقیم در روند پیروزیهای اخیر فوتبال ملی ایران داشت.
6- کشف و یا میدان دادن به بازیکنان جوانی که سابقه ی بازی ملی نداشتند و ایجاد نسل جدید برای فوتبال ملی ایران که قطعا مربیان دیگر سالها از دست آوردهای کیروش در زمینه کشف و میدان دادن به بازیکنان جوان استفاده خواهند کرد بازیکنانی مثل حقیقی، پورعلی گنجی، وریا غفوری،سروش رفیعی، خانزاده، وحید امیری، سردار آزمون و...
7- مبارزه با بازیکنان سالاری که بازیکنان کلیدی را هم مثل عقیلی، رحمتی و جباری را به خاطر مبارزه با این پدیده از دست داد اما به بازیکنان بی انضباط باج نداد.
8- رعایت نظم، انضباط و القا سبک زندگی حرفه ای به بازیکنان ، که در اردوها نمایان بود و برای اولین بار فوتبالیست های ایرانی به موقع می خوابیدند، شب زنده داری نمی کردند و به دنبال حاشیه ها نبودند.
9- همدلی، انسجام و یکدلی در تیم ملی بازکنان ذخیره و اصلی همگی فقط خواستار موفقیت تیم بودند و نیمکت نشینی باعث از بین رفتن یکدلی دراین تیم نمی شد. نمونه بارز این موضوع صحنه ی گل سوم ایران به عراق بود که نه تنها بازیکنان ذخیره بله مترجم و کادر پزشکان تیم ملی هم از شادی در وسط زمین به دنبال قوچان نژاد می دویدند.
اینها حداقل پیشرفت هایی بوده که به در این مطلب به ذهن اینجانب رسیده که مطمئن زوایای پنهان تاثیر کیروش بر پرستیژ فوتبال تحریم شده ی ملی ایران و مسائلی که در این مطلب از نظر اینجانب دور مانده بیش از مطالب ذکر شده است.
با امید به روزی که کینه و غرض ورزی در همه ی ارکان زندگی جای خودش رو سپاس گذاری و تکریم از انسانهای متخصص و دلسوز بده...