شاه عباس اول پسر سلطان محمد خدابنده و نوه شاه طهماسب صفوی بود. در زمان پادشاهی پدرش، کشور آشفته بود. فرماندهان قزلباش برای نفوذ در دربار و قدرت با هم مشکل داشتند. عثمانی ها و ازبک ها غرب و شرق کشور گرفته بودند.سلطان محمد خدابنده نمیتوانست کشور مدیریت کند. در این شرایط،یکی از سرداران قدرتمند قزلباش به نام مرشد قلی خان استاجلو  تصمیم گرفت اوضاع تغییر دهد.در خراسان جایی که شاه عباس حکومت می‌کرد(به عنوان شاهزاده  حکومت یکی از ایالت ها بهش سپرده بودند)نیرو ها جمع کرد و قیام شروع کرد.این نیرو ها تا قزوین رفتند و حکومت سلطان محمد خدابنده تمام شد و شاه عباس اول به پادشاهی رساند یعنی با کودتا به قدرت رسید. بعد یک سال بعد از تاج گذاری،  شاه عباس  دستور قتل مرشد قلی خان داد. چون مرشد قلی خان  خودش را مالک تاج و تخت می دانست و نمی ذاشت شاه بدون او اجازه بگیرد و سرداران قزلباش  از تسلط زیاد او ناراضی بودند. او تعدادی از فرزندانش به دلیل سیاسی کشت یا مجبور به خودکشی کرد.چون نمیخواست پسرانش مثل خودش ادعای تاج و تخت کنند و علیه پادشاه قیام کنند مثل حسن میرزا  شاه عباس به دلیل ترس از شورش و قیام پسرانش،آنها کشت و تنها بازمانده یعنی صفی نوه اش جانشینش شد و به همین خاطر حکومت صفویان ضعف پیدا کرد و آسیب پذیر شد.