طرفداری | پپ گواردیولا، جدیدترین عضو باشگاه هزارتاییهای مربیان فوتبال است. سرمربی سابق بارسلونا و بایرن مونیخ که هماکنون هدایت منچسترسیتی را برعهده دارد، طی دوران 18 سالهاش، آمار عجیبی دارد: 72% پیروزی و تنها 128 شکست!
سرمربی اسپانیایی سیتیزنها که فردا در سوپرساندی لیگ برتر انگلیس به مصاف لیورپول خواهد بود، با پیامهای دلگرمکنندهای از سوی بزرگان فوتبال مواجه شده است؛ پس از تبریک سر الکس فرگوسن، پیام ویژه یورگن کلوپ هم از راه رسید. پپ گواردیولا که بهوضوح با دریافت این واکنشها احساساتی شده بود، در مصاحبه با اسکای به تمجید از سرالکس فرگوسن پرداخت و گفت:
همهچیز از سر الکس آغاز شد و ما ادامهدهندگان راه او بودیم. تأثیری که او بر منچستریونایتد گذاشت، و البته بر کل فوتبال انگلیس، فوقالعاده بزرگ و ماندگار است. وقتی در بارسلونا بودم، روبهروی هم قرار گرفتیم. در انگلیس این اتفاق نیفتاد، اما همیشه برایم الهامبخش بود. وقتی من مربیگری را شروع کردم، ۳۷ یا ۳۸ سال داشتم، در حالیکه او آن موقع چهرهای افسانهای در فوتبال جهان محسوب میشد؛ با این حال، با احترام فراوانی با من برخورد کرد.
وقتی شخصیتی مانند فرگوسن در باشگاهی مثل منچستریونایتد حضور دارد، باعث میشود آن باشگاه بزرگتر و بهتر شود. متأسفانه در لیگ برتر فرصت رقابت مستقیم با هم را نداشتیم، چون من جوانتر از او هستم، اما به هر حال مسیرمان بارها به هم رسید و برایش بهترین آرزوها را دارم.
از پپ در مورد «100 بازی دیگر» در فوتبال پرسیده شد که او پاسخ داد:
باید صبر کنید. واقعاً نمیدانم چه پیش میآید. اگر همین حالا بپرسید، حس من این است که چنین اتفاقی نمیافتد. زندگی زیباست، اما دیگر مثل زمانی که بیست ساله بودی نیست. چیزهای زیادی را میخواهم تجربه کنم. نه فقط این که هر سهروز یکبار نشست خبری قبل و بعد بازی را برگزار کنی، با بازیکنها برخورد مداوم داشته باشی و فشار همیشگی را تحمل کنی. نه، در زندگی چیزهایی دیگری وجود دارند که میخواهم از آن لذت ببرم.
گواردیولا در نهایت در مورد برنامهاش برای دوران پس از فوتبال و بازنشستگی نیز افزود:
میخواهم خودم را غافلگیر کنم. میخواهم آشپزی کنم؛ رستوران نه، فقط برای دل خودم. میخواهم هر طور که شده زبان فرانسوی را یاد بگیرم. قصد دارم وقت بیشتری با بچههایم بگذرانم، چون در این شغل واقعاً فرصت چندانی برای حضور در کنارشان ندارید. همینطور با خانوادهام، خواهر و برادرهایم که کمتر آنها را میبینم. و سفر. هزاران و میلیونها مکان وجود ندارند که آنها را ندیدهام. نمایشگاهها، کنسرتها، یا حتی ماندن در خانه و هیچ کاری نکردن، همین هم لذتبخش است.



