طرفداری- از همان لحظه ای که شایعه دوپینگی بودن علا عبدالزهرا عراقی از فدراسیون خارج شد و صحبت شکایت ما و تغییر نتیجه به میان آمد، خیلی واضح بود که تمام این مسائل یک بازی رسانه ای بیش نیست و نه تنها این کار امری است نشدنی، بلکه ما به واسطه نداشتن قدرت و لابی در کنفدراسیون فوتبال آسیا در این پرونده بازنده خواهیم بود، از همان اول هم معلوم بود که این جریان یک بازی با افکار عمومی برای منحرف کردن ذهن مردم و انداختن توپ به زمین کنفدراسیون فوتبال آسیا است، آن هم تنها بخاطر اینکه مدیران محترم فوتبال ما این باخت را هم به نحوی توجیه کرده باشند.

حالا که چندین ساعت از جواب رد کنفدراسیون نشینان به ما می گذرد، خیلی بهترو واضح تر می توان با یک فلش بک، اتفاقات رخ داده در بیست و چهار ساعت گذشته را مرور کرد تا فهمید کسانی که در فدراسیون حتی قادر نیستند یک بازی دوستانه را ارنج و یا از کنسل شدن آن جلوگیری کنند، چه مقدار در به بیراهه کشیدن ذهن دوستداران فوتبال تبحر دارند و می توانند از روشها و متد نخ نما شده قدیمی، بهترین استفاده را ببرند، انگار که این دوستان بیشتر از اینکه در پشت میزهای خود به فکر ریختن برنامه برای اعتلای فوتبال مملکت باشند، به فکر چگونگی کلاه گذاشتن برسر مردم و جور دیگر جلوه دادن اتفاقات و قضایا هستند، سمت و رتبه هم فرقی ندارد و دستها همه در یک کاسه است، آن هم کاسه ای پر سود به نام فدراسیون فوتبال که صدای طبل بی پولی اش گوش زمین و زمان را کر کرده است، اما مدیرانش از همین آب گل آلود بی پولی، بیزینسهای چند میلیاردی فرا مرزی به راه انداختند.

باز هم بازی خوردیم، یا بهتر است بگوییم باز هم ما را بازی دادند، ما آنجایی بازی خوردیم که رئیس کمیته حقوقی و تدوین مقررات فدراسیون بلافاصله بعد از بازی می گوید به دلیل فلان تبصره و فلان ماده رای به نفع ما خواهد بود و بعد از صدور رای منفی کنفدراسیون، با تغییری  صد و هشتاد در جه ای، صحبت از زوایای دیگر کار می کند و حرف از این می زند که معلوم بود کنفدراسیون فوتبال آسیا بخاطر اعتبار خود هرگز تن به محرومیت عراق نخواهد داد، ما آنجایی بازی خوردیم که آقایانی که حتی به خود زحمت نداده بودند تا یک ایمیل ساده را برای فدراسیون فوتبال عراق فوروارد کنند، دم از تکمیل بودن مستندات خود می زدند و بعد از صدور رای مشخص شد که آنقدر مدارک و ادله دوستان ضعیف بوده است که حتی کنفدراسیون فوتبال آسیا در آن حد هم قانع نشده بود تا لااقل بازیکن خاطی را جریمه کند، ما را وقتی سر کار گذاشتند که موضوع پچیده دوپینگ را با بحث بازی دادن به بازیکن دو اخطاره مقایسه کردند و ما هم نفهمیدیم که اولی مستلزم صدور رای است و شدت و میزان دارد، ولی دومی یک قانون همیشگی است با مجازاتی مشخص.

حذف تیم ملی از جام ملتهای آسیا، آن هم بعد از ارائه یک نمایش خوب و غیرتمندانه در برابر عراق، برای تمام فوتبالدوستان بسیار تلخ و دردناک بود، اما تلخ تر از آن، به یاس تبدیل شدن امیدی بود که در طی بیست و چهار ساعت گذشته داشتیم، امیدی واهی که خواب را از چشمانمان گرفته بود و باعث شده بود تا مانند افراد مسخ شده، نگاهمان را به مانیتور و صفحه اول خبرگزاری ها بدوزیم تا بلکه خبری خوش از آن سوی اقیانوس آرام مخابره شود تا شاید بتوانیم تمام بغض فروخورده مان از شکست را، به یکباره خالی کنیم و از فرط خوشحالی گرفتن مجوز عبور از مرحله یک چهارم نهایی فریاد بزنیم، اما ما فراموش کرده بودیم که دل به کسانی بسته ایم که از ابتدا هم به خوبی می دانستند ته این ماجرا چیزی جز شکست نیست (اینجا را بخوانید).

این دوره از جام ملتها هم با شکست برای ما به پایان رسید و باز هم حسرت به دل ماندیم، حالا باز هم ما هستیم و یک فوتبال شکست خورده که روز به روز اقبالش را در میان مردم از دست رفته تر می بیند، در حالی که تنها دو روز از حذف ناباورانه تیم ملی می گذرد، دوباره فضای فوتبال به واسطه مصاحبه ها و صحبتهای جنجالی و به راه افتادن دو موج مثبت و منفی در مورد سرمربی تیم ملی مسموم شده است، در حالی که فساد در درون بدنه فدراسیون فوتبال بیداد می کند و مهمترین دلیل ناکامی چند سال اخیر فوتبال ما همین نکته بوده است، باز هم بحث خوب بودن یا نبودن مرد پرتغالی تیم ملی، تبدیل به سوژه اول و تیتر یک رسانه ها شده است، مسئله ای که باز هم خواسته یا ناخواسته موجب می شود تا متمهان ردیف اول ناکامی های فوتبال به فراموشی سپرده شوند و به واسطه همین منحرف شدن اذهان عمومی، باز هم بر مسند قدرت باقی بمانند تا همچنان حال فوتبال خراب باشد.

حالا که حسرت نشستن دوباره بر قله فوتبال آسیا برای ما 43 ساله شده است،  کاش حداقل برای یک بار هم که شده به خوبی از شکستمان درس بگیریم و بفهمیم  آن کسی که باید عوض شود کی روش نیست و این خانه از پای بست ویران است...